مرور اجمالی تحولات مدیریت روستایی حاکی از این است که بیشتر آنها از جنس مداخله‌گری فرامحلی با منشا دولتی بوده است. در نتیجه، بلوغ و تکامل نهادی مدیریت روستایی به صورت درون‌زا محقق نشده است. در هر حال، اکنون که ساختار رسمی برای مدیریت روستایی تعریف و استقرار یافته است، نیاز است با بهره‌گیری از رویکردهای مدیریتی و نهادی جدید به ارتقای کارآیی و اثربخشی این ساختکار کمک شود.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۲-۲-۳- رویکرد حکمروایی در مدیریت روستایی
حکمروایی در زمینه ­های بسیاری به وسیله کارگزاران استفاده و به روش­های مختلف تعریف شده است. در ابتدا این مفهوم در جریان مباحث سیاسی به­کاربرده می­شد و حکمروایی مساوی با حکومت بود؛ اما بعداً گسترش یافت و شامل روابط موسسات دولتی و غیردولتی نیز شد. به طور کلی حکمروایی اکنون به توانایی و اختیار و چگونگی مدیریت یک کشور اشاره دارد که شامل همه سازوکارها، فرآیندها، روابط و موسسات می­ شود و همه شهروندان و گروه­ ها، تک­تک منافع و تکالیف و شایستگی و تعهداتشان را در ­بر می­گیرد (Plummer & Slaymaker, 2007).
مفهوم حکمروایی از اواخر دهه ۱۹۸۰ وارد متون جامعه شناسی شد و دلالت بر موضوع یا محتوایی قدیمی درباره رابطه قدرت و جامعه داشت که ایده‌های نظری آن به دوران ارسطو و افلاطون و ابعاد فلسفی طرح شده توسط آنها در زمینه حکومت و شهروندی برمی­گردد (دربان­آستانه و رضوانی، ۱۳۹۰). حکمروایی به روش، شیوه یا نظام اداره امور اشاره دارد که مرز بین سازمان­ها و بخش عمومی و خصوصی را نفوذپذیر کرده است. ماهیت حکمروایی در ارتباط متقابل و کنش و واکنش بین و درون نیروهای حکومتی و غیرحکومتی است (Rakodi, 2001).
از نظر لندن­میلز و سراج‌الدین[۲] حکمروایی به معنای استفاده از قدرت سیاسی و اعمال نظارت در سراسر جامعه و همچنین مدیریت منابع در جهت توسعه اقتصادی و اجتماعی می­باشد (اسماعیل­زاده و همتی، ۱۳۹۱). هر چند در اساس، حکمروایی شامل دولت می­ شود، اما با در برگرفتن بخش خصوصی و جامعه مدنی از آن فراتر می­رود. دولت، محیط سیاسی و قانونی مساعد را فراهم می­ کند. جامعه مدنی، کنش متقابل سیاسی و اجتماعی و بسیج گروه­ ها برای مشارکت در فعالیت­های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را تسهیل می­ کند (غراوی، ۱۳۹۱).
حکمروایی، راه حل توسعه یافتگی و فقر را در کاهش نظارت مستقیم دولت بر فعالیت­های اقتصادی می­داند و معتقد است که تفویض اختیار از دولت به سازمان­ها و تلاش برای تحقق دموکراسی بیشتر در اداره امور، سبب کاهش فقر و افزایش مشارکت می­ شود (دادورخانی و همکاران، ۱۳۹۰).
به طور کلی، چهار گونه حکمروایی را می‌توان برشمرد:

    1. حکمروایی مدیریتی: بازیگران اصلی در حکمروایی مدیریتی، مدیران سازمان­های تولیدکننده و توزیع کننده خدمات عمومی است. این الگو دو هدف افزایش کارایی تولید و توزیع خدمات عمومی را دنبال می­ کند.
    1. حکمروایی شراکت­گرا: حکومت محلی نظامی سیاسی و دموکراتیک برای ادغام گروه ­های اجتماعی و منافع سازمان­یافته در فرایند سیاسی است.
    1. حکمروایی طرفدار رشد: رشد اقتصادی را به عنوان هدف عمده درنظر دارد که به شکل آرمانی باید طولانی مدت و پایدار باشد.
    1. حکمروایی رفاهی: اعضای اصلی در حکمروایی رفاهی مقامات حکومت محلی و مقامات دولتی و بروکرات­ها هستند (غراوی، ۱۳۹۱).

با توجه به ماهیت رویکرد حکمروایی، جایگزینی آن در مدیریت روستایی با الگوی متعارف اداره دیوانسالارنه، سودمند به نظر می‌رسد. حرکت در راستای حکمروایی روستایی استلزامات قابل توجهی را برای کارایی و اثربخشی مدیریت روستایی به همراه دارد.
۲-۲-۴- عوامل موثر بر حکمروایی روستایی
تبیین عوامل موثر بر حکمروایی روستایی می ­تواند به مدیران و برنامه­ ریزان مدیریت محلی در تقویت عوامل موثر و رفع بازدارنده‌های حکمروایی شایسته روستایی کمک کند. عوامل تبیین کننده حکمروایی محلی و روستایی را می­توان به دو گروه عوامل درونی یا خصوصیات سازمانی و عوامل بیرونی یا محیطی طبقه ­بندی کرد (شکل ۲-۱) (دربان آستانه و رضوانی، ۱۳۹۰).
شکل (۲-۱) عوامل تبیین­کننده حکمروایی روستایی (دربان آستانه و رضوانی، ۱۳۹۰).
یکی از عوامل موفقیت مدیریت روستایی مشارکت می­باشد، که در توانمندسازی دست‌اندرکاران و ذینفعان موثر است. با این مفهوم سه ارزش اساسی مطرح می­ شود: (الف) سهیم کردن مردم در قدرت و اختیار، (ب) دخالت‌دادن مردم در نظارت بر سرنوشت خویشتن و (ج) بازگشودن فرصت­های پیشرفت به روی مردم (رده­های پایین جامعه) (طالب، ۱۳۷۶).
مواردی نظیر پاسخگویی، مشارکت و شفافیت به عنوان اصول حکمروایی از سوی شتیفان[۳] و همکاران (۲۰۰۴) معرفی شده ­اند که موجبات رضایت خاطر جامعه محلی از مدیریت­ محلی را فراهم می­سازند و عدم توجه به آنها زمینه­ ساز بدبینی و عدم اعتماد به کنشگران محلی مدیریت خواهد بود. جدول (۲-۱) عوامل موثر بر حکمروایی محلی را به همراه متغیرهای مربوطه را نشان می‌دهد.
جدول (۲-۱) عوامل موثر بر حکمروایی محلی (دربان­آستانه و رضوانی، ۱۳۹۰)

عوامل درونی

متغیرها

عوامل بیرونی

متغیرها

خصوصیات سازمانی مدیریت محلی

درآمدهای محلی و ملی مدیریت محلی

محیط
اجتماعی و فرهنگی

تحصیلات روستاییان (درصد جمعیت دارای مدرک دیپلم، درصد جمعیت دارای مدرک دانشگاهی)

تعامل با مدیریت­های محلی و مقامات محلی

سرمایه اجتماعی

ساختار مدیریت محلی

اعتماد اجتماعی

نسبت پرسنل صفی به کل پرسنل صفی و ستادی

اختلاط اجتماعی و انسجام اجتماعی

حمایت نهادهای فرادست دولتی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...