تفسیر قرآن در طول تاریخ اسلام به صورت یکی از علوم اسلامی درآمده و حجم چشمگیری از منابع و مکتوبات اسلامی را به خود اختصاص داده است. دانشمندان و اندیشمندان مسلمان، با گرایش­های گوناگون به تفسیر قرآن پرداخته و روش­ها و مکاتب تفسیری متعدد را پدید آورده­اند[۵۰۶].
۳-۱۰-۱- تفسیر در عهـد تابعین[۵۰۷]
در دوره تابعین با گسترش دولت اسلامى و حوزه‏هاى حکومت و هجرت برخى از اندیشمندان به نواحى گوناگون سرزمین اسلام، حوزه‏هاى علوم اسلامى شکل گرفت و پیدایش طبقات مفسرین و جریان‏هاى تفسیرى به این عصر مى‏پیوند. در این دوره­ تحولات مهمی در حوزه­ تفسیر رخ داد. علم تفسیر در آغاز به عنوان زیر مجموعه علم حدیث شکل گرفت، اما به تدریج به علمی مستقل تبدیل شد. حتی در این زمان نیز روش زنجیره انتقال( اسناد) برای تفسیر آیات قرآن مورد استفاده قرار می­گرفت. افزایش اختلاف عقیده­ها در مورد معنای برخی آیات یکی از موضوع­های مهم مورد بحث در این دوره بود. شاگردانی که حضور صحابه را درک کرده بودند، نه تنها آنچه را که از اساتید خود شنیده بودند، نقل می­کردند؛ بلکه خودشان نیز در مورد قرآن نظر می­دادند. در این دوره تفسیر غالباً به شکل مأثور، مجموعه ­ای از منقولات و آراء صحابه، بود. تابعین در تفسیر قرآن بیشتر به روایاتی استناد کرده ­اند که از صحابه شنیده­اند، اما باب اجتهاد و رأی در آن رو به گسترش بود علمای فن، این دوره را به چند مکتب تقسیم کرده ­اند.

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۳-۱۰-۱-۱-مکتب تفسیری مکه
مدرسه تفسیر مکه را عبدالله بن عباس برپا نمود[۵۰۸] و بین شاگردانش از تابعین می­نشست و کتاب خدا را برای آنها تفسیر می­کرد و آنچه از معانی قرآن که برای آنها مشکل بود، توضیح می­داد و شاگردانش نیز آنچه را می­گفت حفظ می­کردند و آن­چه را شنیده بودند برای دیگران نقل می­کردند[۵۰۹]. مشهورترین شاگردان وی عبارتند از: سعید بن جبیر، مجاهد، عکرمه، طاووس بن کیسان الیمانی و عطاء بن ابی رباح و غیره[۵۱۰] و همه این­ها جزء موالی بودند[۵۱۱]، ابن تیمیه می­گوید: عالم­ترین مردم به تفسیر اهل مکه هستند.[۵۱۲] و نیز در روایت از ابن عباس از نظر کمی و زیادی فرق داشتند همانطوری که علماء در مقدار ثقه بودن و اعتماد به آنها مختلف بودند.[۵۱۳]
در این­جا به بررسی مجمل حال هر کدام از تابعین مشهور- به­ ویژه موالی- در مکتب ابن عباس می­پردازیم تا جایگاه تفسیری و مقدار اعتماد به آن­ها روشن گردد.
۱-سعید بن جبیر( م شعبان ۹۵ه.ق)[۵۱۴]
او از تابعین و از متقدمین و ممتازین آنها در تفسیر و حدیث و فقه است، قراءات را از ابن عربی گرفته است و نیز به او عرضه کرده است و از ابن عباس تفسیر را استماع نموده است و اکثر روایات او از ابن عباس است.[۵۱۵]علمای جرح و تعدیل او را توثیق نموده ­اند.
ابن حبان در الثقات او را نام برده است و می­گوید:« کان عبداً فاضلاً ورعاً»[۵۱۶] و اصحاب کتب سته بر او اجماع دارند.
ابوالقاسم طبری می­گوید:« هو ثقهٌ، حجهٌ، امامٌ علی المسلمین»[۵۱۷] قتاده می­گوید: عالم­ترین تابعین چهار نفرند: عطاء بن ابی رباح عالم­ترین در مناسک، سعید بن جبیر اعلم در تفسیر، عکرمه اعلم در سیر و حسن اعلم به حلال و حرام.
سفیان ثوری می­گوید:« تفسیر را از چهار نفر یاد بگیرید: سعید بن جبیر، مجاهـد، عکرمه و ضحاک».[۵۱۸]
تفسیر سعید بن جبیر همانند استادش ابن عباس و دیگر مفسران صدر اول شیوه­ روایی است.
ابن خلکان نوشته است تفسیر سعید در مطاوی تفسیرهای عامه و خاصه مندرج است. سعید بن جبیر از مفسران بزرگ شیعی در دوره تابعین است به همین دلیل با حجاج درگیر شد و به دلیل طرفداری او از تشیع زیر شکنجه به شهادت رسید مناظره او با حجاج حاکی از قدرت یقین و ثبات ایمان و وثوقش به خدا بود.[۵۱۹]
۲-مجاهد بن جبر مکی[۵۲۰]
مجاهد بن جبر مکی، ابوالحجاج مخزومی مولی سائب بن ابی سائب، او یکی از ثقات بزرگ است که در سال ۲۴ هجری در خلافت عمر متولد شد و وفات او در مکه در حالی که سجده بود در سال ۱۱۴ هجری به وقوع پیوست[۵۲۱] او کمترین روایت را در بین اصحاب ابن عباس از او نقل کرده است و موثق­ترین آنهاست.
فضل بن میمون می­گوید: از مجاهد شنیدم که می­گفت: «قرآن را سی بار بر ابن عباس عرضه کردم»[۵۲۲] ثوری می­گوید:« اذا جاءک التفسیر عن مجاهد فحسبک به». و در این رابطه ابن تیمیه می­گوید: به همین دلیل شافعی و بخاری و غیره از اهل علم به او اعتماد کرده ­اند».[۵۲۳] سهیل بن کهیل او را در شمار مفسران شیعه نام برده است.[۵۲۴]
مجاهد در تفسیر قرآن دارای آزاداندیشی زیادی بود به طوری که قرآن را به شکلی که مناسب و موافق مفاهیم ظاهری الفاظ و تعابیر قرآنی نبود تفسیر می­کرد او با صراحت تمام و به روشنی به تشبیه و تمثیل اقدام می­نمود که این روش بعداً آغازی برای روش تفسیر معتزلی شد. مجاهد در تفسیر مقام پیشوایی دارد و بی­رقیب است اگر وی به خود اجازه شهامت را در تفسیر داده است از ارزش تفسیر او نمی­کاهد و خدشه­ای به مقام و منزلت وی در تفسیر وارد نمی­کند.[۵۲۵] مجاهد آیه «وجوه یؤمئذ ناضره الی ربها ناظره»[۵۲۶] را به گونه ­ای تفسیر می­ کند که دقیقاً با اعتقاد معتزله مبنی بر عدم رؤیت خداوند مطابقت دارد.[۵۲۷]
روش عقلی مجاهد در معدود آیات قرآن مصداق دارد، نه نسبت به تفسیر تمام آیات آن. مجاهد بسیاری از فضائل حضرت علی(ع) و خاندان عصمت و طهارت(ع) را که در قرآن کریم نازل گردیده نقل می­نماید؛ امروز نسخه­ای از تفسیر مجاهد مورخه سال ۵۴۴ ق به شماره­ ۱۰۷۵ ثبت در دفتر کتابخانه دارالکتب المصریه در هشت جلد به زبان عربی موجود است. این تفسیر در طی کتب معتبر سنی و شیعه بسیار نقل شده است. بیشتر آن را طبری در تفسیر خویش و نیز بخاری و شافعی و سایرین از کتب عامه[۵۲۸] در کتب خود ضبط کرده ­اند و هم­چنین در تفسیرها و کتب اربعه شیعه از او بسیاری نقل گردیده است.
جلد اول تفسیر مجاهد، از سوره بقره تا آیه ۴۳ سوره نساء، مجلد دوم از آیه ۴۶ سوره نساء تا سوره انفال؛ جلد سوم از سوره توبه تا آیه ۴۴ سوره بنی اسرائیل؛ جلد چهارم از آیه ۲۵ سوره بنی­اسرائیل تا آیه ۲۵ سوره فرقان؛ جلد پنجم از آیه ۲۷ سوره فرقان تا پایان سوره یس، جلد ششم از سوره صافات تا پایان سوره نجم؛ جلد هفتم از سوره قمر تا پایان عم یتسائلون؛ جلد هشتم از سوره و النازعات تا پایان سوره ناس.
این نسخه توسط مجمع الابحاث الاسلامیه پاکستان عکس­برداری گردید سپس با مقدمه و تحقیق عبدالرحمن الطاهر سورتی و با نفقه­ی شیخ خلیفه آل ثانی امیر دولت قطر در دو مجلد به چاپ رسید و طبع مجدد آن در بیروت صورت گرفت. مصحح اختلافات متن تفسیر و آن­چه را که در تفسیر طبری ذکر شده است در پاورقی ضبط کرده که بسیار نافع است.
۳- عکرمه، مولی ابن عباس( م۱۰۴یا ۱۰۵ه. ق)
وی ابوعبدالله عکرمه بربری مدنی یکی دیگر از موالی(مولی ابن عباس)است که اصلش از بربر در مغرب است و از مولایش ابن عباس و علی(ع) و نیز از ابی­هریره و غیره روایت کرده است.[۵۲۹] ابن ابی حاتم از سماک نقل می­ کند که عکرمه گفت:« هر چه را برای شما روایت می­کنم از قرآن از ابن عباس است». و سماک بن حرب می­گوید: شنیدم عکرمه می­گوید:« من آنچه را بین دو لوح وجود دارد تفسیر کردم».
شعبی می­گوید:« کسی اعلم از عکرمه به کتاب باقی نماند».[۵۳۰] گویند: ابن عباس آیه: « لم تعظون قوماً الله مهلکهم او معذبهم عذاباً شدیداً»[۵۳۱] را می­خواند و می­گفت: ندانستم، آیا این قوم نجات یافتند یا هلاک شدند؟ عکرمه گوید: من راجع به این مطلب بر توضیح خود افزودم تا ابن عباس دریافت که این گروه نجات یافتند[۵۳۲]. تفسیر عکرمه مانند بسیاری از تفاسیر صدر اول اسلام به شیوه­ روائی است و طی تفسیرهای سنی و شیعه بسیاری از وی نقل شده است.
استاد سید محمد باقر حجتی می­نویسند که از خلال روایات به­دست می ­آید که شخصیت علمی او در تفسیر قرآن بسیار ممتاز بوده و او دارای ذوقی سرشار در تفسیر بوده به طوری که گاهی ابن عباس یعنی استاد او از قریحه­ی تفسیری وی بهره­مند می­شد[۵۳۳].
عکرمه مواردی از آیات قرآن را که تفسیر آنها برای ابن عباس غامض و مبهم می­نمود شرح و توضیح می­داد. علما در توثیق او اختلاف کرده ­اند عده­ای او را توثیق نکرده ­اند و از او روایت نکرده ­اند و عده­ای او را توثیق کرده و از او روایت کرده ­اند و از علما عده­ای می­گویند که او مدعی شناخت همه چیز در قرآن است و نیز او را متهم به کذب نسبت به مولای خود ابن عباس می­نمایند و بعد او را متهم به اینکه رأی خوارج را دارد می­نمایند.[۵۳۴] و از آن جمله علامه حلی و محدث قمی می­نویسند که او از مفسران امامیه نبوده[۵۳۵] و بلکه از خوارج به شمار می ­آید و به همین دلیل از تشییع جنازه وی امتناع شد[۵۳۶] و حتی یادآور شدند که به امام محمد باقر(ع) عرض کردند که عکرمه را اجل نزدیک شده و مرگش فرارسیده است امام محمد باقر(ع) فرمود اگر به وی دسترسی داشتم سخنی را به او تعلیم می­دادم که طعمه­ی آتش دوزخ نگردد.[۵۳۷]
۴- عطاء بن ابی رباح مکی( م۱۱۴ه.ق)
وی ابو محمد عطاء بن ابی رباح مکی قرشی در سال ۲۷ه متولد شد و در سال ۱۱۴هجری وفات یافت.[۵۳۸] او از ابن عباس، ابن عمر، ابن عمروبن عاص و غیره روایت نموده است و خودش نقل می­ کند که دویست صحابی را درک کرده است و او ثقه، فقیه و عالم است و فتوای اهل مکه به وی منتهی می­ شود.[۵۳۹] مباحثی که در رابطه با عطاء بیان شد بیان­گر جایگاه علمی او نزد عموم است و به ثقه بودن و صدق او دلالت می­ کند و از همه مهم­تر شهادت استادش ابن عباس است که به مردمی که دور او جمع شده بودند گفت:« تجتمعون إلینااهل مکه و عندهم عطاء؟[۵۴۰] قتاده درباره او می­گوید:« اعلم تابعین چهار نفرند عطاء در مناسک، سعید بن جبیر در تفسیر، عکرمه در سیر و حسن در حلال و حرام».[۵۴۱] گولدزیهر روایات تفسیری عطاء و مجاهد را که از مدرسه ابن عباس است کهن­ترین روایات تفسیری می­داند.[۵۴۲]
۵- طاووس بن کیسان الیمانی
وی ابوعبدالرحمن طاووس بن کیسان یمانی حمیری خَبَدی مولی بحیر بن ریسان و گفته شده مولی همدان است. و او از عبادله اربعه[۵۴۳] و غیر از آنها روایت کرده است و از او روایت شده است که با ۵۰ صحابی مجالست داشته است و با ابن عباس بیش از دیگران آمد و شد می­کرد.[۵۴۴]
او عالمی متقن، خبیر به معانی کتاب الله تعالی بود که دلیل آن مجالست زیاد با صحابه و اخذ روایت از آنهاست و لیکن با ابن عباس مجالست بیشتری داشته است. به این دلیل شاگرد او و از رجال مدرسه مکه به شمار می­رود.[۵۴۵] او دارای ورع زیاد و امانت­داری بزرگ بود؛ تا جایی که استادش ابن عباس درباره او گفت: «انی لأظنُّ طاوساً من اهل الجنه»[۵۴۶] ابن حبان می­گوید: او از بندگان اهل یمن و از سادات یمن و مستجاب الدعوه بوده است و چهل بار حج رفته است.[۵۴۷] او از اصحاب امام زین العابدین علی بن الحسین می­باشد و ابن قتیبه در کتاب المعارف بر شیعه بودن وی تنصیص نموده است.[۵۴۸]آقا بزرگ تهرانی با استناد به نوشته ابن الجوزی احتمال می­دهد که وی کتابی در تفسیر تدوین کرده است.[۵۴۹]
۳-۱۰-۱-۲-مکتب تفسیری مدینه
بسیاری از صحابه در مدینه مقیم شدند و مانند عده­ای به سایر بلاد اسلامی روی نیاوردند. اینان برای تعلیم کتاب خدا مجالسی در مدینه ترتیب دادند که بسیاری از تابعین در تفسیر قرآن از این مجالس بهره بردند و در نتیجه مکتبی بوجود آمد که اهل مدینه از آن پیروی می­­کردند[۵۵۰].
این مکتب بر علی(ع) و ابی بن کعب دور می­زد مشهورترین شاگردان این مکتب ابوالعالیه، زید بن اسلم، و محمد بن کعب قرظی هستند[۵۵۱] که برخی با واسطه و بعضی بدون واسطه از ابی بن کعب روایت می­کردند.
۱- ابوالعالیه( م۹۰یا ۹۳ هجری)
وی ابوالعالیه رفیع بن مهران ریاحی است که جاهلیت را درک کرده است و بعد از وفات پیامبر(ص) اسلام آورد و از علی(ع)، ابن مسعود، ابن عباس، ابن عمر و ابی بن کعب و غیره روایت نموده است، او از ثقات تابعین مشهور در تفسیر است. ابن معین، ابوزرعه و ابوحاتم او را ثقه می­دانند، در ثقه بودن او اجماع وجود دارد. قتاده از وی روایت می­ کند که گفت: بعد از پیامبر ۱۰ سال قرآن خواندم. او نسخه بزرگی از تفسیر را از ابی بن کعب روایت می­ کند و ابوجعفر رازی از ربیع بن انس از ابوعالیه از ابیّ آن را روایت می­ کند و ابن جریر و ابن ابی حاتم از این نسخه زیاد نقل کرده ­اند همانطوری که حاکم در مستندرکش و امام احمد حنبل در مسندش نقل کرده ­اند.[۵۵۲]
۲- زید بن اسلم( م ۱۳۶ه.ق)
وی ابوعبدالله زید بن اسلم عدوی مدنی، فقیه و مفسر و مولی عمر بن خطاب می­باشد؛از بزرگان تابعین است که در تفسیر و ثقه بودن در آن روایت می­ کند شناخته شده است.[۵۵۳]
امام احمد و ابوزرعه و ابوحاتم و سنایی می­گویند که او ثقه است. این چنین معروف است که زید قرآن را با رأی و نظر خود تفسیر می­کرد و در این باره احساس سختی نمی­کرد. مشهورترین کسی که از او تفسیر را می­آموخت از علماء مدینه فرزندش، عبدالرحمن بن زید و مالک بن انس امام دارالهجره بود[۵۵۴].
۳- محمد بن کعب القرظی( م ۱۱۷ یا ۱۱۸ه.ق)
وی ابوحمزه، یا ابوعبدالله، محمد بن کعب بن سلیم بن اسد القرظی المدنی است او از علی(ع) و ابن مسعود و ابن عباس و غیره روایت نموده است و نیز با واسطه از ابی بن کعب روایت می­ کند و در اشتهار به ثقه و عدالت و ورع و کثرت و تأویل قرآن دارد ابن عوم درباره او می­گوید: «ما رأیت احداً اعلم بتأویل القرآن من القرظی؛ یعنی من در تأویل قرآن کسی را عالم­تر از قرظی ندیدم»[۵۵۵]. در روایات محمد بن کعب قرظی باید دقت کرد، زیرا او از تورات و انجیل و از بنی اسرائیل نقل می­کرده است.
۳-۱۰-۱-۳-مکتب تفسیری عراق
تفسیر در این مدرسه خود به دو حلقه: کوفه و بصره‏[۵۵۶] تقسیم مى‏شود، مدرسه تفسیر در عراق را ابن مسعود پایه­گذاری نمود. که براساس آراء ابن مسعود مبتنی بود[۵۵۷] و بعدها از علی(ع) الهام گرفت و بارور شد. غیر از او مردم عراق از صحابه دیگر نیز تفسیر می­آموختند ابن مسعود استاد اول این مدرسه بود و این مطلب به دلیل شهرت او در تفسیر و کثرت روایت از او بود،[۵۵۸] و عمر وقتی عمار یاسر را به حکومت عراق( کوفه) فرستاد، ابن مسعود را به عنوان معلم و وزیر همراه او فرستاد. او معلم اهل کوفه بود. اهل عراق به دلیل اهل رأی و نظر بودن ممتاز هستند[۵۵۹] و این مطلب به دلیل اختلاف بین آنهامی­باشد.
علماء می­گویند: ابن مسعود کسی است که اساس این روش و طریقه را در استدلال بنیان نهاد. سپس علماء عراق از او تبعیت کردند.[۵۶۰] و طبیعی است که این روش در مدرسه تفسیر هم تأثیر می­ گذارد و تفسیر قرآن به رأی و اجتهاد افزایش می­یابد. زیرا استنباط مسائل شرعی و اختلاف آنها در این مورد نتیجه اعمال رأی و فهم نصوص قرآن و سنت است.[۵۶۱] محل بروز و ظهور مکتب اهل بیت و نشر تشیع، کوفه بود که یاران خاص علی در آن جا به نشر این مکتب پرداختند.
بیشتر راویان حدیث به خصوص از حضرت امام محمد باقر و امام صادق(ع)کوفی هستند، در آن­جا کسانی به فقه و تفسیر شهرت داشتند. مشهورترین شاگردان آن در کوفه- مّره همدانی- علقمه بن قیس- مسروق- عامر شعبی- اسود بن زید- جابر بن یزید- سدّی است و مشهورترین شاگردان آن در بصره- حسن بصری- قتاده و ابوصالح می­باشند.[۵۶۲]
۳-۱۰-۱-۳-۱-مفسران معروف کوفه در عصر تابعین
۱- مّره همدانی(م ۷۶ه.ق)
وی ابواسماعیل مره بن شراحیل همدانی کوفی و عابد که معروف به مّره الطیب و مّره الخیر شده است و به دلیل عبادت و ورع و کثرت صلاحیتش این لقب را گرفته است.[۵۶۳] او از ابوبکر ، عمر، علی(ع)، ابن مسعود و غیره روایت کرده است. گفته شده که در روز ششصد رکعت نماز می­خواند.[۵۶۴] وی یکی از فقهاء کوفه و دشمن علی(ع) بوده است و نسبت به او بغض می­ورزیده است با توجه به این­که کوفه مملو از فقهاء و علماء طرفدار علی(ع) بوده است.[۵۶۵]
۲- علقمه بن قیس( م ۶۱ه.ق)
وی علقمه بن قیس بن عبدالله بن مالک نخعی کوفی در زمان حیات رسول(ص) متولد شد و از عمر، عثمان، علی(ع) و ابن مسعود و غیره روایت کرده است و او از مشهورترین روات عبدالله بن مسعود است و نیز داناترین و معروف­ترین آنهاست. عبدالرحمن بن یزید نقل می­ کند که عبدالله گفت:« ما اقرأ شیئاً و لا اعلمه الا علقمه یقرؤه و یعلمه».[۵۶۶] او در صفین همراه علی(ع) بود و کشته شد و از زهاد و رؤسای تابعین بوده است.[۵۶۷]
۳- مسـروق( م۶۳ه.ق)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...