نامور،مرکز نوآوري های آموزشی



جستجو



 



 

این نوع از علم قاضی محل بحث است و در بین فقهای شیعه چهار قول یافت می شود:

 

۱- حجیت علم قاضی فقط در حقوق الناس (ابن حمزه،الوسیله الی نیل،الفضیله،ص۱۲۸)

 

۲- حجیت عمل به علم قاضی در حقوق

 

۳- حجیت مطلق علم قاضی؛ که اکثر فقها چنین نظری دارند (علم الهدی ،سید مرتضی ص ۲۳۷؛ نجفی،محمد حسن.جواهرالکلام .ج ۴۰ص۸۸؛ خمینی روح الله تحریرالوسیله ج۲٫ص ۴۰۸).

 

۴- عدم حجیت مطلق علم قاضی؛ که قول ابن جنید است.

 

از مجموع این اقوال چنین به دست می‌آید که حجیت علم قاضی در حق الناس مورد توافق همه فقها شیعه (به جز ابن جنید) است.

 

در میان اهل سنت، شریح و شعبی – از تابعین – مالک و اوزاعی و ابن ابی لیلی و احمد بن جنبل و اسحق (نک: شیخ طوسی، خلاف، مسئله ۴۱) و اکثر اصحاب مالک (ابن رشدمحمد ابن محمد ابن. بدالیه المجتهد، ج۲ص۴۶۴) عمل قاضی بنابر علم خودش را مجاز دانسته اند و شافعی در یک قول آن را منع کرده و در قول صحیح تر جایز دانسته است. ابوحنیفه در مواردی که در دوران ولایتش بر امر قضا علم پیدا کرده، روا نداسته است.(ماوردی.الاحکام السلطانیه.ص۷۰)

 

قانون گذار جمهوری اسلامی به تبعیت از جمهور فقیهان، علم قاضی را به عنوان طریق اثبات جرم، حجت دانسته و آن را در مواردی از قانون مجازات اسلامی گنجانده است:

 

طبق ماده ۱۰۵: حاکم شرع می‌تواند در حق الله و حق الناس به علم خود عمل و حد الهی را جاری کند.

 

در ماده ۱۲۰، علم قاضی مقید است ‌به این که باید از طرق متعارف (نه از طریق الهام، کشف، جفر و …) به دست آمده باشد.

 

ماده ۲۳۱، علم او را در حق الناس، در ردیف اقرار، شهادت و قسامه، یکی از راه های اثبات قتل در دادگاه دانسته است.

 

بر اساس ماده ۱۹۹ نیز علم قاضی یکی از راه های اثبات سرقت است که ترکیبی از حق الناس و حق الله می‌باشد.

 

ما در این پایان نامه با بررسی ادله موافقان و مخالفان علم قاضی، در پی اثبات این مطلب هستیم که علم قاضی در حق الله و اجرای حدود کافی نیست و اجرای حدود شرعی منوط به اثبات از طرق تعیین شده شرعی یعنی اقرار، بینه و قسم است و این طرق موضوعیت دارد، اما برای اثبات حق الناس، علم قاضی کافی است مشروط بر اینکه مستند به شواهد و قرائن قابل قبول باشد. ‌بنابرین‏، اطلاق مواد ۱۰۵، ۱۹۹ و ۲۳۱ باید مقید گردد.

 

در این جا ذکر چند نکته ضروری است:

 

    1. علم قاضی در طریق اثبات دعوا، قسم اقرار و بینه قرار گرفته است، پس علمی که از این دو طریق برای قاضی حاصل می‌آید، مراد نیست. زیرا از این دو راه نیز باید برای قاضی اطمینان حاصل شود تا بتواند حکم کند و چنانچه قاضی نسبت به اقرار یا بینه نیز تردید داشته باشد، نباید خود را مکلف به صدور حکم بداند و بر اساس آن ها حکم کند(خمینی روح الله .تحریرالوسیله.ج۲ص۴۰۸) عدم جواز حکم بر خلاف علم، امری است مسلم و از عورض و اقتصائات موضوع مورد تحقیق در پایان نامه محسوب نمی شود.

 

    1. مراد از علم، اطمینانی است که از طریق حس یا قریب به حس به دست آمده باشد، نه لزوماًً یقین؛ زیرا بنای عقلاً این است که اگر کسی به حکم و تکلیفی اطمینان یافت و بدان عمل کرد، مورد تحسین و چنانچه طبق آن عمل نکرد مورد ملامت و سرزنش قرار بگیرد. متشرعه نیز همواره بر این رویه عمل می کرده‌اند و منعی هم از شارع در عمل به آن نرسیده است. گو این که اصولاً قطع و یقین در بسیاری موارد تحقق نمی یابد. محقق نراقی در این باره گفته است: عملی که در مسائل شرعی، حجت و معتبر است و حجیت و اعتبار آن به دلیل و برهان نیاز ندارد، همان علم عادی است (نراقی .موالی احمد.عوائدالایام،ص ۱۵۳). ‌بنابرین‏، علمی دارای حجیت است که از راه های متعارف به دست آید، از این رو علمی که از طرق غیر عادی مانند الهام، کشف، رمل و جفر و یا از قراین و شواهد ضعیف و استنباط شخصی، به دست آید، حجت نیست، زیرا ادله حجیت علم از این موارد منصرف است.

 

  1. علم قاضی در امر قضا، موضوعیت دارد نه طریقیت، و به دلیل اینکه خود شارع علم را مدخلیت داده است می‌تواند برای آن شروطی قرار دهد از قبیل اینکه از طرق معهود نه از هر طریقی به دست آمده باشد یا در حق الله یا حق الناس تفاوت می‌کند و… بیان کرده‌اند در چند نکته است.(انصاری شیخ مرتضی المکاسب.ج۵-۶)

الف- در علم طریقی، حکم بر موضوع مترتب شده است چه علم بدان پیدا شود یا نشود. در حالی که در علم موضوعی، حکم هنگامی حمل می شود که علم به موضوع وجود داشته باشد مثلاً اگر گفته باشد عالم را باید اکرام کنی، هر عالمی واجب است چه بدانیم، چه ندانیم. اما اگر گفت عالمی را که می شناسی باید اکرام کنی، وجوب اکرام بر عالمی که شناخته شده باشد تعلق گرفته است، ‌بنابرین‏ اگر عالمی را که نمی شناسی اکرام نکنی مورد مؤاخذه قرار نخواهی گرفت و لازم نیست به دنبال شناخت او باشی.

 

ب- در علم طریقی، چون قانون گذار کاری به علم ندارد ‌بنابرین‏ اگر کسی متوجه خطاب شد و بدان علم پیدا کرد، از هر طریقی که این علم حاصل شده باشد، ولو از طریق جفر و کشف و ..، حجت است و باید بدان عمل کند، اما در جایی که علم در موضوع خطاب اخذ شده باشد، شارع می‌تواند آن را به طرق خاصی مقید سازد مثلاً اینکه این علم، فقط در صورت حصول از طریق بینه، قسم و اقرار اعتبار پیدا می‌کند نه از هر طریقی.

 

ما بر این باوریم که در باب قضا، اولاً علم موضوعیت دارد و اگر قاضی از طرق معهود اطمینان پیدا نکرد، نمی تواند حکم کند. ثانیاًً این علم باید از طرق خاصی (بینه، قسم و اقرار ) باشد نه از طرق دیگر از جمله علم شخصی قاضی.

 

    1. معمولاً علم و اطمینان قاضی به دو طریق میسر است: ۱- این که خود، شاهد و ناظر امر خلافی باشد. ۲- این که پس از کار کارشناسی و استعلام نظر اهل خبره و جمع امارات، به دست آمده باشد، نه از طریق اقرار یا بینه شرعی. به طوری که اگر قاضی دیگری هم آن مدارک را مطالعه کند به همان نتیجه برسد. ظاهراًً مراد فقهایی که علم قاضی را حجت دانسته اند، هر دو نوع بوده است گر چه ظهور در نوع نخست دارد(شیخ طوسی.المبسوط فی فقه الامامیه.ص۱۲۵) قانون گذار نیز مشخص نکرده که کدام نوع مراد اوست گر چه از برخی تعابیر مانند این که قاضی باید مستند علم خود را ذکر کند نوع دوم فهمیده می شود. در عین حال، برخی از فقها نوع دوم را داخل در بینه دانسته و معتقدند: مراد از بینه که در روایات آمده نیز همین معنای عام است نه صرف شهادت شهود. چون بینه در لغت به چیزی گفته می شود که به وسیله آن مطلبی کشف و روشن می‌گردد (راغب اصفهانی.حسین ابن محمد المفردات فی الغریب القرآن،ص ۶۸) مانند اسناد، تصاویر، فیلم و آنچه در نزد مردم و عقلاً بینه تلقی می شود(موسوی تبریزی. سید حسین.میزان قضا.ص۵۵)

 

  1. به هر حال هم علمی که قاضی پیش از طرح دعوا به موضوع دارد و هم علمی که از طریق اهل خبره به آن رسیده است، در این تحقیق مورد بحث خواهد بود.

۲-۱ بررسی ادله اعتبار و حجیت علم قاضی

 

برای جواز عمل قاضی به علم خودش، به ادله اربعه استناد شده است:

 

      1. قرآن

طبق برخی آیات باید به حق، عدل و قسط و بر اساس دستورات الهی قضاوت شود مانند:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1401-09-21] [ 09:46:00 ب.ظ ]




 

۳-قواعد بشر دوستانه اسلامی حمایت‌های ویژه‏ای را برای بعضی از طبقات غیر نظامی مانند اطفال، زنان، پیران، افراد مریض و راهبان مقرر می‏دارد.تمامی دستورات پیامبر خدا(ص)و خلفا صراحتا اعلام می‏دارند که خصومت نباید بر علیه چنین افرادی صورت گیرد.بدیهی است که مصداق ماده ۵۱ اولین پروتکل الحاقی به کنوانسیون ۱۹۴۹ ژنو و همچنین مواد ۴۷۱ و ۷۷ و ۷۸ همین گونه افرادند.

 

۴- یکی دیگر از قواعد بشر دوستانه اسلامی حمایت از اموال غیر نظامیان می‌باشد و به نوعی برای احوالات شخصیه افراد ارزش قائل شده است .این قوانین امروزه در فصول ۳ و قسمت چهارم اولین پروتکل الحاقی به کنوانسیون ۱۹۴۹ ژنو تجلی یافته است .معذلک شروط، معیارها و جزئیات احصاء شده در مواد ۶۹-۵۲ و ۶۵-۶۰ اولین پروتکل الحاقی به طور مسلم منطبق با روح مفهوم اسلامی حقوق بشر دوستانه و ‌بنابرین‏ جزء لاینفک آن می‏ باشند.

 

۵-در خصوص رعایت حقوق اسیران جنگی نیز اسلام پیشگام است . نخستین امتیاز اسلام ‌در مورد حقوق اسیران، سبقت تاریخى احکام آن است؛ یعنى اسلام در زمانى احکامی را در خصوص اسیران جنگى الزام آور اعلام کرد که در نقاط دیگر جهان قانون مدونی در این زمینه وجود ندا شت. اسلام،با فدیه گرفتن از اسرا سبب حفظ جان اسیران می شد و از این طریق هزینه ی مالى ‌آنان که در اسارت بودند را تأمین می نمود . هرچند کنوانسیون ژنو، فدیه دادن را حذف نمود و به ظاهر گامى مثبت در جهت منافع اسیران برداشت ؛ اما واقعیت این است که ا قدام مذکور به طور کلّى نه تنها به نفع اسیران جنگى نیست، که جان آنان را بیشتر در معرض تهدید قرار می‌دهد . آنچه را که کنوانسیون های چهار گانه ی ژنو (مصوب دوازدهم آگوست ۱۹۴۹ م.) در زمینه ی حمایت اسیران بیان کرده ، اسلام حدود دوازده قرن زود تر از این، مورد توجه قرار داده است . سیرهی پیامبر اعظم ( ص ) و جانشینان برحقّ ایشان تجلّی گاه رعایت این اندیشه است.

 

در مجموع باید اذعان داشت با مقایسه بین حقوق بشر دوستانه در اسلام و مقررات امروزی، بر مححق مشخص گردید که حقوق اسلامی هم به لحاظ تاریخی و هم به جهت داشتن احکام بشر دوستانه بسیار غنی تر از حقوق بشر دوستانه امروزی است . نهایت اینکه نگارنده براین اعتقاد است که رعایت حقوق بشر دوستانه فی نفسه از واجبات جامعه جهانی بوده و هر چند طی سالیان متمادی تلاش های بسیاری ،جهت تدوین این مقررات توسط سازمان های بین‌المللی و ارگان های مربوطه صورت پذیرفته است، لیکن نیاز به وضع قواعد جامع تر و از طرفی همکاری بیشتر دولت ها ضرورت دارد.

 

ضمائم

 

آیین نامه های حقوق بشردوستانه جمهوری اسلامی ایران

 

آیین نامه کمیته ملی حقوق بشردوستانه جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱/۲/۷۸ و اصلاحی ۱۸/۳/۷۹ هیئت وزیران نظر به تعهد جمهوری اسلامی ایران به موجب کنوانسیون های چهار گانه ژنو مصوب ۱۹۴۹ و همچنین تعهد دولت ها نسبت به اجرای حقوق بشردوستانه و لزوم رعایت حقوق انسانی در مخاصمات مسلحانه و تلاش برای تسکین آلام بشری با توجه به ماده ۱ و بند ۶ ماده ۳ و ماده ۵ و بند ۷ ماده ۹ قانون اساسنامه جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۳۶۷با تعهد به اصول و اهداف منشور ملل متحد و معاهدات بین‌المللی موافقتنامه تأسیس کمیته اسلامی هلال بین‌المللی ۱۹۸۲ با تعهد به اصول و اهداف منشور ملل متحد و معاهدات بین‌المللی لازم الاجرای بشردوستانه به منظور ترویج ، تبیین و اجرای حقوق بشردوستانه در سطح ملی و مشارکت در تلاش های بین‌المللی و با ملاحظه مصوبه بیست و ششمین کنفرانس بین‌المللی صلیب سرخ و هلال احمر ۱۹۹۵ مبنی بر تشکیل کمیته های ملی حقوق بشردوستانه ، مواد این آیین نامه به ترتیب ذیل مقرر می شود:

 

فصل اول : کلیات

 

ماده۱-. در این آیین نامه عبارت ((کمیته ملی))به جای((کمیته ملی حقوق بشردوستانه جمهوری اسلامی ایران))به کارمی رود.

 

ماده۲-. اهداف کمیته ملی عبارت است ازترویج و تکامل وزمینه سازی برای اجرای حقوق بشردوستانه درسطح ملی و مشارکت درتحکیم و رعایت حقوق بشردوستانه درسطح بین‌المللی.

 

ماده۳ـ وظایف و اختیارات کمیته ملی بدین قراراست:

 

۱- تصمیم گیری درخصوص نحوه اجرای مقررات بین‌المللی بشردوستانه درسطح ملی و درچارچوب قوانین و مقررات جاری.

 

۲- نظارت بررعایت حقوق بشردوستانه درسطح ملی.

 

۳- آموزش و ترویج مفاهیم حقوق بشردوستانه درمیان نیروهای مسلح،عموم مردم و درمقاطع مختلف تحصیلی.

 

۴- تهیه وارائه پیشنهادتصویب قوانین و مقررات درجهت رعایت و اجرای حقوق بشردوستانه و همچنین پیشنهادالحاق جمهوری اسلامی ایران به معاهدات بین اللملی مربوط.

 

۵- ارائه نظرات مشورتی در زمینه تبیین و تفسیر مقررات بشردوستانه.

 

۶- پیگیری امور حمایت از کلیه اشخاص مشمول مقررات حقوقی بشردوستانه بین‌المللی از جمله:

 

الف- پیگیری امور مربوط به ورود،اقامت وخروج یااخراج پناهندگان و آوارگان.

 

ب- پیگیری امور مربوط به اسرای خارجی درایران و اسراوزندانیان ایرانی درخارج ‌از کشور.

 

پ- پیگیری امور مربوط به مجروحان جنگی به ویژه قربانیان سلاح های کشتارجمعی (شیمیایی،هسته ای،میکروبی وبیولوژیکی).

 

۷- تشریح و ترویج نقطه نظرات و عملکردجمهوری اسلامی ایران درفبال حقوق بشردوستانه برای ارائه به مجامع ونهادهای ملی وبین المللی باهماهنگی وزارت امورخارجه.

 

۸- همکاری باسازمانهای منطقه ای وبین المللی به منظور ترویج و اجرای حقوق بشردوستانه با هماهنگی وزارت امورخارجه.

 

۹- پیگیری موارد نقض مقررات بشردوستانه درسطح بین‌المللی و ارائه گزارش به مجامع بین‌المللی ذیربط.

 

۱۰- هماهنگی و تبادل اطلاعات علمی و تحقیقاتی با مراجع داخلی و خارجی در زمینه حقوق بشردوستانه.

 

منابع و ماخذ:

 

الف) منابع فارسی:

 

کتب:

 

    1. آقایی ،سید داوود ، ، نقش و جایگاه شورای امنیت سازمان ملل متحد در نظم نوین جهانی، تهران: انتشارات پیک فرهنگ، ۱۳۷۵٫

 

    1. آنتونیو کاسسه، حقوق بین الملل در جهانی نامتحد، ترجمه مرتضی کلانتریان، تهران: دفتر خدمات حقوقی بین‌المللی، ۱۳۷۰٫

 

    1. آیتى محمد ابراهیم, تاریخ پیامبر اسلام،جلد اول ، انتشارات دانشگاه تهران ،۱۳۸۴٫

 

    1. ابراهیمی، محمد و حسینی، سید علیرضا، اسلام و حقوق بین‏الملل عمومی، دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، تهران، انتشارات سمت، ۱۳۷۲٫

 

    1. اعلایی، حسین و بابک خواجه کاووسی ، صنایع تسلیحات و خلع سلاح شیمیایی دفتر مطالعات سیاسی و بین الملل ۱۳۷۱ .

 

    1. برانلی ،ایان ، حقوق بین الملل در واپسین سال های قرن بیستم، ترجمه صالح رضایی پیش رباط، تهران، انتشارات دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، ۱۳۸۳٫

 

    1. بلدسو وبوسچک ،رابرت ، فرهنگ حقوق بین الملل ترجمه دکتر بهمن آقایی ، گنج دانش ، ۱۳۷۵٫

 

    1. جوانی، جمشید، بررسی جنایات جنگی در اساسنامه دیوان کیفری بین ­المللی، دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز، تهران، ۱۳۸۵٫

 

    1. حسینی، مصطفی، بردگی در اسلام، بنیاد دائره المعارف اسلامی، تهران، ۱۳۷۲٫

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:56:00 ب.ظ ]




زنبورعسل همچون سایر موجودات زنده در طول حیات خود با آفات و امراض متعددی همراه بوده و یکی از آفات شایع و خطرناک که جمعیت و عملکرد کلنی­های زنبورعسل را به شدت تحت تاثیر قرار می­دهد، کنه واروا ‌می‌باشد؛ که آلودگی کلنی به کنه، باعث کاهش وزن زنبورها و تغییر شکل و یا از بین رفتن اندام­ها و گاهی مرگ نوزادان می­گردد. راه­های مرسوم جهت جلوگیری از این کنه، استفاده از داروهای شیمیایی بای وارول، آپیستان، آپیگارد و فولبکس است، که گرچه توانسته از طغیان جمعیت کنه واروا جلوگیری کند، اما از طرفی (بر اساس گزارشات و مشاهدات) این انگل در مقابل داروهای شیمیایی مذکور مقاوم گردیده و اثر آن­ها در کنترل کنه رفته رفته کم­رنگ­تر می­ شود. و از طرف دیگر استفاده از این مواد (به خاطر غیرارگانیک بودن) اثرات سوئی در محصولات کندو به ویژه عسل و موم داشته عوارض زیان­باری را برای انسان به بار ‌می‌آورد. همچنین بقایای این مواد شیمیایی اثرات نامطلوبی را بر محیط زیست بر جای می­ گذارد.

در یک پژوهش اثر استفاده از گیاهان دارویی شامل عصاره توتون، عصاره اسپند، عصاره آویشن کوهی، دود توتون، دود اسپند و دود آویشن کوهی روی کندوهای مبتلا به کنه واروا، ‌به این نتیجه رسید که تعداد تلفات کنه­ها بین تیمارهای مختلف، عصاره توتون، بیش­ترین تاثیر را، در کنترل کنه از خود نشان داد. علاوه بر این، از نظر تعداد تلفات زنبورهای کارگر بین روزهای مختلف و هم­چنین کل دوره آزمایش، اختلاف معنی داری وجود داشت و تاثیر عصاره اسپند از این نظر، نسبت به سایر تیمارها بیش­تر بود (شاددل تیلی و همکاران، ۹۰).

الف) روند جرم­انگاری

با توجه ‌به این­که استفاده از این داروهای شیمیایی اثرات سوء بر سلامت جامعه و اقتصاد زنبورداری می­ گذارد، قانون­گذار، با توجه ‌به این­که راه­های ساده­تر و سالم­ترِ تخصصی وجود دارد، با چاره­اندیشی، جهت دسترسی زنبورداران ‌به این داروها، استفاده از داروهای شیمیاییِ غیرارگانیک را جرم­انگاری کند؛ نه تنها زنبورداران، بلکه واسطه­هایی که دارو را به دست زنبوردار می­رسانند (مثل جهاد کشاورزی، داروخانه و سازمان دامپزشکی) نیز، در معرض این مسولیت کیفری قرار می­ گیرند.

نکته­ی دیگر که اختصاصا به مسولیت زنبوردار مربوط می­ شود، درمان همگانی بیماری زنبورستان است. از آن­جا که زنبورستان­ها در مسافت ۴ کیلومتری از هم مستقر هستند، انتقال این بیماری­ها به زنبورستان مجاور امکان­ پذیر است. از این جهت، زنبورداران باید مکلف شوند که در درمان بیماری به صورت همزمان اقدام کنند و به منظور دستیابی ‌به این هماهنگی، ضمانت­اجرایی­ (کنشی یا واکنشی) در نظر گرفته شود.

نکاتی که در فوق به آن­ها اشاره شد، تا کنون، هیچ­کدام از آن­ها، منظور نظر قانون­گذار ایران قرار نگرفته است. اما در ایالات آمریکا تمام این مسائل و حتی شیوه­ تغذیه و دارودهی به زنبوران در دوران بیماری، توسط قانون­گذار به وضع درآمده و لازم­الاجرا گردیده است.

در ایالات آمریکا، بسیاری از قوانین و آئین­نامه­ ها صرفا به منظور جلوگیری و گسترش بیماری­های زنبورعسل وضع گردیده­اند. دادگاه میشیگان چنین متذکر می­ شود: «به منظور جلوگیری از گسترش بیماری­ها، قانون می ­تواند با بهره گرفتن از نیروی پلیس از ورود کندو، موم، زنبور و وسایل آلوده به بیماری ‌به این ایالت جلوگیری کند.» (لورینگ، ۱۳۷۶، ص ۹۱). توافقنامه­ای، در سال ۱۹۷۷، از طرف زنبورداران و دولت، مورد قبول واقع شده است: «هر ایالتی با توجه به موقعیت و وضعیت خودش می ­تواند جهت جلوگیری از گسترش بیماری­های زنبورعسل، قوانین و آئین­نامه­ هایی را به مرحله­ اجرا بگذارد.».

آئین نامه­ ها و مقررات، ‌در مورد کندوهای مبتلا به لوک آمریکایی در ایالات مختلف متفاوت ‌می‌باشد؛ ۳۷ ایالت قبل از ورود کندوها، مدارکی دال بر عدم وجود بیماری لوک آمریکایی را از زنبوردار درخواست ‌می‌کنند. مخفی کردن بیماری لوک آمریکایی توسط زنبوردار در ۱۵ ایالت آمریکا جرم محسوب می­ شود. در ۴۰ ایالت، خرید و فروش و انتقال کندوهای مبتلا به لوک آمریکایی مجاز نمی ­باشد. طبق مقررات این کندوها بایستی نابود گردند. اگرچه در بیشتر ایالات از بین بردن کندوهای آلوده به لوک آمریکایی اجباری است، ولی در بعضی ایالات، استفاده از دارو، جهت پیشگیری و معالجه کندوها مجاز ‌می‌باشد. طبق قوانین موجود در ۳۱ ایالت، در صورتی زنبوردار مجاز به کوچ دادن کندوهایش ‌می‌باشد که حداقل، بیماری لوک آمریکایی در آن­ها وجود نداشته باشد. این قانون ‌در مورد زنبور پاکتی و ملکه­ی زنبورعسل نیز مصداق خواهد داشت. به طور کلی، آئین­نامه­ ها و مقررات موجود ‌در مورد وجود بیماری­های زنبورعسل در «عسل مصرفی» سخت­گیری چندانی ندارد. دادگاه میسوری ‌در مورد فروش کندوهای آلوده به لوک آمریکایی به یک خریدار چنین اظهار نظر می­ کند: «در کندوهای فروخته شده، ادعای فروشنده مبنی بر عدم اطلاع وی از وجود بیماری در کندوها، مورد قبول دادگاه نمی ­باشد.».( لورینگ، ۱۳۷۶، ۱۰۵)

اولین مجموعه قوانین ایالتی در زمینه بازرسی از زنبورستان­ها در سال ۱۸۷۷ به تصویب رسیده. امروزه این مجموعه قوانین، در تمام ایالات وجود دارد و کاملا اجرا می­ شود. این قوانین، بیش­تر، به منظور کنترل و پیشگیری بیماری­های زنبورعسل تدوین گردیده­اند. اجازه استقرار زنبور، صدور گواهینامه­ ها و تعیین محل زنبورستانها، فقط به منظور حفظ امنیت کلیه زنبورستان­ها ‌می‌باشد. بازرسی­ها بیشتر جهت درمان بیماری­هاست، در اکثر ایالات، نام­نویسی زنبورداران، کسب اجازه کوچ، ارائه تائیدیه بازرسی از طرف زنبورداران به مقامات مسئول، اجباری ا­ست.

استفاده از کندوهای مدرن، اخذ گواهی سلامتی زنبورستان، گزارش به موقع وجود بیماری در زنبورستان، عدم فروش زنبوران و وسایل آلوده به بیماری به دیگران، الزامی است. عدم رعایت موارد فوق موجب جریمه یا زندان برای زنبوردار خواهد شد. اگرچه در بیش­تر ایالات، کندوهای آلوده به لوک ‌آمریکایی، بایستی نابود گردند، درحالی­که، مقامات مسئول، استفاده از دارو جهت پیشگیری و درمان کندوها را، مجاز نمی­دانند.

اجرای دقیق قوانین و آئین­نامه­ های بخش پرورش زنبورعسل به شخص بازرس آن ناحیه بستگی تام دارد. یک بازرس ممکن است حوزه قلمروی به وسعت یک ایالت یا یک شهرستان را در اختیار داشته باشد وظیفه او سنگین و گوناگون است. او وظیفه دارد حافظ اجرای دقیق قانون در آن حوزه باشد. اداره رفاه عمومی در ایالت ویرجینیا چنین تذکر می­دهد:

وظایف مسئول بخش زنبورعسل ایالتی، شامل بازرسی­های سیستماتیکی از زنبورستان­ها، مسئول اجرایی امور بخش زنبور عسل در ایالت، آموزش و ترویج تکنیک­های فنی و علمی به زنبورداران، بازدید از زنبورستان­ها، شناسایی بیماری­ها جهت پیشگیری و درمان، نظارت بر امور بهداشتی و فنی کارگاه ­های بسته­بندیِ عسل و کارگاه ­های بسته­بندی عسل و کارگاه ­های وابسته به صنعت زنبورداری، شناساندن و امور مقررات و آئین­نامه­ های مربوط به زنبورداران ایالتی، نظارت در اجرای دقیق مقررات مربوط به بخش ‌می‌باشد. البته سایر وظایف محوله را قانون و آئین­نامه­ های مربوطه مشخص ‌کرده‌است. بازرسی­ها، معمولا توسط شخصی مسئول یا معاون وی انجام می­ شود. موارد بازرسی­های سیستماتیک به شرح زیر ‌می‌باشد:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:43:00 ب.ظ ]




 

۱۱-۲ دلایل مطرح شدن EVA

 

همان‌ طور که گفته شد معیارهای حسابداری دارای ایراداتی هستند که به اختصار به برخی از آن ایرادات اشاره می‌کنیم ؛ مثلا معیار سود به دلیل آنکه کیفیت سود را نشان نمی دهد و قابل دستکاری توسط مدیریت می‌باشد نمی تواند معیار مناسبی برای ارزیابی عملکرد باشد .

 

سود هر سهم علاوه بر ایراداتی که بر سود وارد است دارای این ایراد است که اگر معیار اندازه گیری عملکرد راسود هر سهم بدانیم ممکن است مدیر شرکت از یک ادغام مناسب به دلیل آنکه پس از ادغام سود هر سهم کاهش می‌یابد خودداری نماید . در صورتی که واقعا این عمل ادغام ممکن است باعث افزایش کارایی و ارزش شرکت شود و یا بالعکس. رشد سود هم معیار مناسبی نمی باشد چرا که مهم این است که این رشد با چه میزان سرمایه گذاری و با چه نرخ بازدهی به دست آمده است .

 

نرخ بازده سرمایه گذاری هم به دلیل آنکه ممکن است مدیر را از انجام سرمایه گذاری های مناسب بازدارد و یا بالعکس باعث شود که مدیریت در طرحهای نامناسب سرمایه گذاری نماید و همچنین محدودکردن دیدگاه آتی نگر و بلند مدت در مدیریت و یا اثر عوامل خارجی غیر قابل کنترل توسط مدیریت ، معیار صحیحی نمی باشد .

 

معیار تقسیم سود از آنجایی که سیاست تقسیم سود با ثبات و هر ساله ، ممکن است ناشی از عدم توانایی شرکت در سرمایه گذاری سود باشد دارای ایراد است و معیار جریان نقدی آزاد نیز دارای ایراداتی می‌باشد ( جهانخانی و ظریف فرد به نقل از استوارت، ۱۹۹۱)[۱۵]۱٫

 

با توجه به ایرادات گرفته شده به معیارهای حسابداری به علت به کارگیری سود حسابداری ، از آنجا که سود حسابداری بر اثر به کارگیری روش های متفاوت مانند روش ارزیابی موجودی ها یا روش استهلاک سرقفلی در ‌ادغام‌ها یا روش های استهلاک دارایی های ثابت و همچنین احتساب ذخایر یا هزینه های تحقیق و توسعه قابل تغییر است ، لذا نیاز به برطرف کردن این ایرادات و استفاده از معیاری است که تا حدودی این ایرادات را نداشته باشد .

 

۱۲-۲ارزش افزوده اقتصادی EVA

 

هدف اصلی شرکت‌ها حداکثر کردن ثروت سهام‌داران است . ثروت سهام‌داران از طریق قیمت سهم مشخص می شود که خود بستگی به بازدهی عملیات شرکت و ریسک سرمایه گذاری در سهم دارد . مدیران مالی باید عملیات و پروژه هایی را تشویق کنند که انتظار افزایش قیمت سهم را در بردارد چون قیمت سهم ، نماینده ثروت سهام‌داران است . ‌بنابرین‏ حداکثر کردن قیمت سهم منطبق با حداکثر کردن ثروت سهام‌داران شرکت است . یکی از مسائل مرتبط با قیمت سهم تولید ارزش افزوده اقتصادی است تا تشخیص دهند که آیا پول سرمایه گذاران به طریق مطلوبی به کار رفته است یا خیر(مهدی زاده ، روزنامه آسیا ، ۱۴/۱/۸۴ )۲.

 

ابزار تحلیلی EVA در سال ۱۹۸۲ توسط مؤسسه‌ استرن و استیوارت متداول شد . EVA نتیجه نوآوری در زمینه سود اقتصادی بوده و نوآورانی مانند استرن ، محدودیت عملی سودهای حسابداری را مورد بازبینی و سازماندهی مجدد قرار داد . این معیار از همان ابتدا از سوی جامعه شرکت‌ها مورد پذیرش قرار گرفت چرا که روشی نوآورانه ، برای یافتن ارزش واقعی شرکت بود و بر خلاف معیارهای سنتی یا حسابداری مانند سود ، سودآوری واقعی شرکت را مورد بررسی قرار می‌دهد یعنی هزینه های مستقیم بدهی و غیر مستقیم حقوق صاحبان سهام را مد نظر قرار می‌دهد . همچنین به دلیل اینکه به افزایش ثروت سهام‌داران توجه دارد یه عنوان یک ابزار مدرن ، جهت سنجش موفقیت شرکت‌ها به کار گرفته می شود .

 

شرکت‌های بزرگی مانند Coca-cola، Diago و … ارزش افزوده اقتصادی را به عنوان راهنمای ایجاد ارزش برای سهام‌داران به کار می‌برند و برنامه های تشویقی و پرداخت پاداش در این شرکت‌ها بر مبنای توانایی مدیران در ایجاد EVA مثبت ، بنا نهاده شده است.

 

شرکت‌های سرمایه‌گذاری مانند Global Asset Management و Oppneheimer Capital از EVA، در انتخاب سهام، ساختار پرتفوی و فرایند کنترل ریسک استفاده می‌کنند. علاوه‌بر این، مطالعات تجربی[۱۶] نشان می‌دهد که EVA در جامعه آکادمیک و جامعه مالی، رشد و پیشرفت خوبی ‌کرده‌است. استیوارت در سال ۱۹۹۴ در یک تحقیق داخلی نشان می‌دهد که EVA تنها بهترین ابزار برای ایجاد ارزش در شرکت است. و ادعا می‌کند که EVA در تشریح فرایند تغییر در ثروت سهام‌داران تقریبا ۵۰‌درصد مهم‌تر از معیارهای مبتنی بر حسابداری عمل می‌کند. این تحقیق داخلی شواهدی را مبتنی‌بر غالب بودن EVA بر معیارهای حسابداری مانند سود حسابداری فراهم کرد. مجله فورچون در سال ۱۹۹۳ صراحتا EVA را کلید واقعی ایجاد ثروت معرفی می‌کند. استرن استیوارت می‌گوید سود حسابداری را به عنوان معیار ارزیابی عملکرد فراموش کنید( گریس و همکاران،۱۹۹۸،ص۱) [۱۷].

 

تحقیقات نشان می‌دهد که بازده کل سهام‌داران در شرکت‌هایی که به نوعی از سیستم EVA کمک گرفته‌اند بعد از یک دوره ۵ساله در مقایسه با سهام شرکت‌های رقیب، ۴۹‌درصد بیشتر بوده است. شرکت هایی که ساختار جبران خدمات استرن استیوارت را به طور کامل اجرا می‌کنند. حتی نتایج بهتر از این ‌داشته‌اند. به طوری که سرمایه‌گذاری در سهام این شرکت‌ها، ۸۴‌درصد ثروت بیشتری در مقایسه با شرکت‌های رقیب طی یک دوره ۵ساله ایجاد ‌کرده‌است.

 

از دیدگاه حسابداری، EVAعبارت است از تفاوت بین سود خالص عملیاتی بعد از مالیات (NOPAT) و هزینه سرمایه . به تعبیری ارزش افزوده اقتصادی (EVA) شاخص بنیادین برای اندازه‌گیری عملکرد و تعیین ارزش شرکت است. EVA از حاصل‌ضرب تفاوت بین نرخ بازده® و نرخ هزینه سرمایه© در مبلغ سرمایه به دست می‌آید ( فرمول ۱-۲ ).

 

 

 

فرمول شماره ۱ – ارزش افزوده اقتصادی ( ۱ – ۲ )

 

C در واقع متوسط موزون هزینه سرمایه (WACC) است.

 

EVA را به صورت فرمول ۲-۲ می‌توان محاسبه کرد. ( روزنامه دنیای اقتصاد ، مسعود کرامتی ، ۱۵ دی ۱۳۸۶ )

 

 

 

فرمول شماره ۲ – ارزش افزوده اقتصادی ۲ ( ۲-۲ )

 

از نظری دیگر ارزش افزوده اقتصادی معیاری است که هزینه فرصت همه منابع به کار گرفته شده در شرکت را مدنظر قرار می‌دهد و EVA مثبت نشان دهنده تخصیص بهینه منابع ، ایجاد ارزش در شرکت و افزایش ثروت سهام‌داران است و از طرفی EVA منفی بیانگر اتلاف منابع و تخصیص غیر بهینه و ناکارآمد منابع شرکت و به تبع آن کاهش ثروت سهام‌داران می شود ( مجله بورس ، ۲۷/۳/۱۳۸۶ )۱.

 

به طور کلی تئوری EVA بر مبنای دو اصل موکد زیر ، بنا نهاده شده است :

 

    1. شرکت به طور واقعی سودآور نیست ، مگر اینکه درآمدهایش بیش از هزینه فرصت از دست رفته آن شرکت باشد .

 

  1. ثروت برای سهام‌داران زمانی ایجاد می شود که مدیران شرکت ، تصمیمات سرمایه گذاری را طوری اتخاذ کنند که خالص ارزش فعلی (NPV) آن ها مثبت باشد .

( روزنامه دنیای اقتصاد ، ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۵ )

 

در این تحقیق از مدل زیر( استیوارت ) برای محاسبه ارزش افزوده اقتصادی EVA استفاده می شود .

 

EVA=( r – c ) * capital

 

Nopat = سودحسابداری + ( هزینه بهره – صرفه جویی مالیاتی ) + ‌افزایش‌های معادل سرمایه

 

‌افزایش‌های معادل سرمایه = تعدیل ذخیره کاهش ارزش سرمایه گذاریها + تعدیل کاهش موجودی کالا + تعدیل ذخیره مطالبات مشکوک الوصول+ هزینه مزایای پایان خدمت + هزینه معوق + تعدیل ذخیره مالیات

 

Capital = حقوق صاحبان سهام + بدهی بهره دار + مجموع معادلهای سرمایه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:53:00 ب.ظ ]




این پژوهش در بین کلیّه مدیران و کارکنان شهرداری تهران صورت ‌می‌گیرد. ‌بنابرین‏ محیط پژوهش را شهرداری تهران و قلمرو پژوهش را شهر تهران تشکیل می‌دهد.

 

۱-۶-۳- قلمرو زمانی

 

داده های مرتبط با این پژوهش نیز در مقطع کنونی از جامعه آماری پژوهش که کلیّه مدیران و کارکنان شهرداری تهران می‌باشند، گردآوری گردید و تحلیل داده ­ها نیز در همین مقطع انجام شده است.

 

۱-۷- فصل‌بندی پژوهش

 

در فصل اول گزارش پژوهش به طرح مسئله و اهمیت آن، اهداف پژوهش، دامنه پژوهش و محدودیت‌های پژوهش پرداخته شده است. در فصل دوم، ادبیات پژوهش، گردآوری و مورد بررسی قرار گرفته است و مدل‌های استراتژی مدیریت دانش به تفصیل مورد اشاره قرار گرفته است. در فصل سوم، فرایند پژوهش، روش‌های گردآوری داده ها و روایی و پایایی آن ها، جامعه و نمونه آماری و روش تحلیل داده ها تشریح شده است. در فصل چهارم، نتایج حاصل از کار می‌دانی در قالب روش‌های آماری و تکنیک‌های تحلیلی ارائه گردیده است و در فصل پنجم نیز نتیجه‌گیری و پیشنهادهای حاصل از پژوهش بیان شده است.

 

۱-۸- شرح واژه ها و اصطلاحات به کار رفته در پژوهش

 

– مدیریت دانش (Knowledge Management)

 

مجموعه ای از فعالیت­های منظم و سیستماتیک سازمانی که جهت دست­یابی به ارزش بزرگتر از طریق دانش در دسترس (کلیه تجربیات و آموخته‌های افراد یک سازمان و کلیه اسناد و گزارش‌ها در داخل یک سازمان)، صورت می‌پذیرد. مدیریت دانش سازمانی در واقع رویکردی نوین به منابع و عوامل قدرت سازمانی و باور به اهمیت و ارزش انسان ها و قابلیت خلاقیت و نوآوری آن ها است. از این دیدگاه است که خلق و کسب دانش سازمانی، حفظ و نگهداری آن، توزیع و تسهیم آن، کاربرد آن و نهایتاًً توسعه و تکامل آن به مهمترین دغدغه و وظیفه مدیران سازمان ها تبدیل شده است (Chen et al, 2009).

 

– استراتژی مدیریت دانش (Knowledge Management Strategy)

 

راهبرد مدیریت دانش مسیر حرکت در جهت اهداف سازمان را مشخص می کند که هدف اصلی آن بالفعل ساختن مدیریت دانش در سازمان است. در راهبرد مدیریت دانش فرایند پیاده سازی ، فعالیت ها و استاندارد سازی اجزاء اصلی راه حل ها

 

مد نظر قرار می گیرند. مجموعه عملیات ها و فعالیت های سازمان در پرتو راهبرد مدیریت دانش موجب می‌گردد تا نظام مدیریت دانش به صورت مؤثر و کارآمد عمل نماید، به فرهنگ سازمان ملحق گردد و در راستای حمایت از سازمان، به کارکرد مؤثر خود ادامه دهد (Choi & Jong, 2010).

 

فصل دوم بررسی مفاهیم و پیشینه پژوهش

 

۲-۱- مقدمه

 

دانش به عنوان یک منبع مهم مزیت رقابتی و ایجاد ارزش (King & Zeithalm, 2003)، عنصری ضروری برای توسعه شایستگی‌های کلیدی و به طور کلی عاملی تعیین‌کننده برای شرکت‌ها با آمال جهانی شناخته شده است. علاوه بر این، دانشی را که شرکت‌ها با آن آشنا می­شوند، منبعی پویا است که نیازمند مدیریت دقیق می‌باشد. بدیهی است، مادامی که سازمان‌ها در زمینه ارزیابی دارایی­ های دانشی خود، پیمایشی انجام ندهند، مدیریت دانش، بهبود عملکرد و توسعه سازمانی را تصدیق نخواهد نمود (Longbottom & Chourides, 2009). جریانات اقتصادی به واسطه افزایش رقابت‌های تجاری، تمایلات سازمان‌ها، همگونی و تقارب محصولات و خدمات و توسعه وسیع تکنولوژی، تخصصی شده است (, ۱۹۹۸ Davenport & Prusak). ریسک و عدم اطمینان ذاتی در چنین محیط پویایی، اهمیت مدیریت دانش سازمانی را افزایش داده است. شواهد نظری و تجربی گوناگون، مدیریت دانش را به عنوان یک منبع کلیدی برای به دست آوردن مزیت رقابتی و در پی آن هدایت به سوی موفقیت سازمانی، به اثبات رسانیده است. این فصل از پژوهش به بیان مفاهیم اصلی و پیشینه پژوهش در ارتباط با مدیریت دانش مخصوصا مدل‌های استراتژی مدیریت دانش خواهد پرداخت تا بدین وسیله بتوان در فصول آتی، با بهره گرفتن از این مفاهیم، روش پژوهش مناسب و شاخص‌های اندازه ­گیری مناسب را انتخاب کرد.

۲-۲- سازمان‌های یادگیرنده و دانشی

 

طی ١٠ سال گذشته، عوامل اقتصادی، اجتماعی و فناوری متعدد به طور فزاینده­ای تشدید و موجب تغییر کلی محیط کار ‌شده‌اند. این تغییرات چنان سریع اتفاق افتاده و رقابت نیز چنان زیاد شده است که سازمان‌های دایناسوری عظیم با مغزهای کوچک رشد یافته در قرن بیستم، نمی ­توانند در دنیای جدید قرن بیست ویکم داوم بیاورند­. هریسون اون (۱۹۹۱) در کتاب خود با عنوان “ببرسواری: انجام کسب و کار در دنیای در حال تحول” می­نویسد: “زمانی وظیفه­ی اصلی کسب وکار، سودآوری و تولید محصول بود. اکنون وظیفه­ی اصلی کسب و کار تبدیل شدن به سازمان یادگیرنده­ی اثربخش از تغییرات رخ داده است (Owen, 1991). این بدان معنی نیست که سود و محصول، دیگر مهم نیست بلکه بدین معنا است که بدون یادگیری مستمر دستیابی به آن‌ ها ناممکن خواهد بود”. به طور خلاصه، تغییرات عوامل خارجی مستلزم انطباق یا انقراض سازمانی هستند و تنها شرکت‌هایی که بتوانند خود را به نیروی محرکه­ی هوشمندتر

و کارآمدتر در برابر تغییرات، تبدیل کنند، در هزاره­ی نوین موفق خواهند بود. همان طور که یکی از پیشگامان سازمان‌های یادگیرنده به نام رجینالد ریوانز[۱] (١٩٨۲) اشاره می‌کند: “یادگیری در درون سازمان باید مساوی یا بیشتر از تغییر خارج از سازمان باشد، در غیر این صورت سازمان میمیرد” (Revans, 1982). در نتیجه، سازمان‌هایی که سریع­تر یاد می­ گیرند، با سرعت بیشتری خود را با شرایط محیطی تطبیق داده و مزیت­های استراتژیک چشمگیری را در دنیای کسب و کار به دست می ­آورند. سازمان یادگیرنده­ی نوین قادر است که نبوغ جمعی افراد خود را در سطوح فردی، گروهی و سازمانی پرورش دهد. این قابلیت که با شرایط سازمانی، فناوری، مدیریت دانش و توانمندسازی افراد عجین می­ شود، سازمان‌ها را قادر می‌سازد تا از تبعات منفی رقابت به دور باشند. هشت عامل مهمی که دنیای کسب و کار را تغییر داده و یادگیری سازمانی گسترده را در قرن بیست و یکم اجتناب ناپذیر خواهند نمود، به شرح زیر هستند

 

١. جهانی سازی و اقتصاد جهانی

 

۲٫ فناوری

 

۳٫ تحول اساسی دنیای کار

 

۴٫ نفوذ فزاینده‌ی مشتری

 

۵٫ پیدایش دانش و یادگیری به عنوان دارایی­ های عمده­ی سازمانی

 

۶٫ تغییر نقش‌ها و انتظارات کارکنان

 

۷٫ تنوع و تحرک نیروی کار

 

۸٫ تغییر و آشوب‌های در حال گسترش

 

این ضرورت­ها باعت شد تا در اوایل دهه­ ١٩٩٠، تعدادی از سازمان‌ها فرایند تبدیل شدن به سازمان یادگیرنده را آغاز کنند. شرکت­هایی چون کورنینگ، فدرال اکسپرس، فورد، جنرال الکتریک، موتورولا و پسیفیک بل در آمریکا، شرکت­های آ.ب.ب، رور و شیرنس استیل در اروپا و شرکت‌های سامسونگ و هواپیمایی سنگاپور در آسیا را ‌می‌توان جزو اولین پیشگامان موفق این دهه نامید. این شرکت­ها دریافتند که گسترش همکاری، یادگیری­های سازمانی وسیع و بهبود خدمات و محصولات ناشی از آن بهترین راه حفظ بقا و موفقیت است. چراکه انتظارات و انتخاب­های مشتریان شرکت­ها

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:03:00 ب.ظ ]




 

در این فصل به بررسی مبانی نظری و پیشینه تحقیقات صورت گرفته پیرامون مفاهیم “کارآفرینی اجتماعی” و “تامین مالی” پرداخته شده. در ابتدا بعد از ارائه تعاریف هریک از مفاهیم، سعی در رسیدن به یک تعریف مشترک برای ادامه تحقیق گشته و سپس برای دستیابی به شناختی همه جانبه و جامع عناصر، ساره ها و روابط تاثیر گذار و شکل دهنده هر یک از مفاهیم مورد بررسی قرار گرفته اند.

 

در ادامه تحقیقات داخلی و خارجی مرتبط با موضوع اصلی تحقیق مورد بررسی قرار گرفته اند، در این قسمت سعی گردیده تا با مطالعه این تحقیقات که در مجلات معتبر داخلی و خارجی به چاب رسیده اند، با نظریه های محققان، روش های استفاده شده توسط آن ها و یافته های تحقیقاتشان آشنا گردیده و این موارد را برای تحقیق پیش رو مورد استفاده قرار داد.

 

در بخش انتهایی فصل نیز مدل های انتخابی برای طراحی و تحلیل مدل کسب و کار معرفی شده اند.

 

۲-۲ مبانی نظری تحقیق

 

در اینجا ابتدا به تعریف نظری حول مفهوم کارآفرینی اجتماعی پرداخته شده. سپس به مفهوم کارآفرینی اجتماعی، کسب و کار های اجتماعی، تفاوت کارآفرینی اجتماعی با کارآفرینی اقتصادی، و نظریه های ‌کارآفرینی اجتماعی مورد بررسی قرار می‌گیرد. در ادامه به ادبیات تامین مالی و انواع روش های تامین مالی از دیدگاه محققان مختلف بررسی می شود. و بخش بعدی به مدل های تامین مالی کارآفرینان اجتماعی پرداخته می شود.

 

۲-۲-۱ کارآفرینی اجتماعی

 

در این بخش اصطلاح کارآفرینی اجتماعی بررسی و تشریح می شود که عمدتاً بر مطالعه مرور ادبیات استوار است.

 

۲-۲-۱-۱ تعریف کارآفرینی اجتماعی

 

در رابطه با مفهوم کارآفرینی اجتماعی، نویسندگان تعاریف متفاوتی ارائه کرده‌اند که در زیر به تعدادی از آن ها اشاره می شود:

 

جدول(۲-۱) تعریف کارآفرینی اجتماعی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مک نامارا(۱۹۹۹) کارآفرینی اجتماعی، کسی است که کسب و کار غیرانتفاعی را برای ایجاد درآمد جهت هزینه کردن برای خدمات اجتماعی متقبل می شود. پرابوهو(۱۹۹۹) افرادی هستند که سازمان های کارآفرینانه یا کسب و کارهای مخاطره آمیز، که مأموریت‌ اصلی آن ها، تغییر اجتماعی و توسعه و بهبود ‌گروه‌های مشتریانشان است را به صورت نوآورانه خلق و مدیریت می‌کنند. مورس و دودلی(۲۰۰۲) کارآفرینان مدنی یا اجتماعی کسانی هستند که برای بنانهادن سرمایه اجتماعی در فرایند بهبود جامعه، روحیه کسب و کارهای بازرگانی را با روحیه جامعه گرایی در هم می آمیزند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کوک، داس و میشل۲۰۰۲ کارآفرینی اجتماعی، طراحی شراکت اجتماعی بین بخش های عمومی- اجتماعی و تجاری به منظور مهار قدرت بازار، در جهت منافع عمومی است. تامسون و همکاران۲۰۰۰ فرایند افزودن ایده های جدید و متفاوت با هدف ایجاد سرمایه اجتماعی با تمرکز بر اقداماتی که توسط شاغلان بخش خصوصی، به عهده گرفته شده است. سولیوان و مرت۲۰۰۳ جستجو برای شناسایی فرصت هایی که به تأسيس سازمان های اجتماعی جدید و نوآوری مستمر در آن ها منجر می شود. لیدبیر۱۹۹۷ شناسایی منابعی که آن ها به میزان کمی استفاده شده و استفاده بیشتر از آن ها برای رفع نیازهای اجتماعی

منبع(روستا و همکاران،۱۳۸۸؛ میرک زاده، بهرامی،۱۳۹۰:۴۲)

 

۲-۲-۱-۲ مفهوم کارآفرینی اجتماعی

 

واژه ی کارآفرینی، تاریخ پرباری در پس خود دارد. ابتدا اقتصاددانان بودند که ‌به این مفهموم توجه کردند و سپس به حوزه ی مدیریت تسری یافت (صمد آقایی، ۲:۱۳۸۶).

 

اقتصاددان فرانسوی که در قرن ۱۹ معنای جدیدی ‌به این کلمه بخشید، جان باتیست سی بود. به باور وی «کارآفرین فردی است که مسئولیت تولید و توزیع فعالیت اقتصادی خود را بر عهده می‌گیرد و کارآفرینی یعنی ارتقای بازده منابع از یک سطح به سطحی با بهره وری بیشتر.» در قرن ۲۰ میلادی ژوزف شومپیتر، کارآفرین را نیروی محرکه و موتور توسعه اقتصادی و کارآفرین را اصلاح و تغییر الگوی تولید دانست، به نظر وی ویژگی تعیین کننده ی کارآفرین، انجام کارهای جدید و یا ابداع روش های نوین در انجام کارهای جاری است(احمدپور داریانی و همکاران، ۸:۱۳۸۵-۶). هرچه بسیاری از کارآفرینانی که باتیست و شومپیتر مدنظر داشتند، کار خود را با راه اندازی کسب و کاری سودآور و نو آغاز کرده‌اند اما نمی تواند جوهر اصلی کارآفرینی باشد. آن چه امروزه به عنوان مبنای تعاریف نوین کارآفرینی به کار می رود، برپایه ی تعاریف باتیست- شومپیتر که کارآفرینان را “نوآوران، عوامل تغییر و موتور محرکه ی در پس توسعه اقتصادی” نامیده بودند، بنا شده است. از نظر دراکر، کارآفرینان، کاشفان فرصت ها هستند و هرچند امکان دارد خود آن ها عامل تغییر نباشند اما فرصت های تغییر در حوزه های مختلفی مانند اجتماع، فناوری، بازار و … را به بهترین نحو شناسایی می‌کنند(دیز،۲۰۰۱). طی سال ها دیدگاه های متنوع و تعاریف مختلفی در ارتباط با کارآفرینی ارائه شد، اما امروزه تعریف منحصر به فردی نیست که از طرف همگان پذیرفته شده باشد. تعاریف بر طیف وسیعی از فعالیت ها تأکید می‌کنند، که عبارتند از: تحمل ابهام، خلق سازمان جدید، کشف فرصت ها، جمع‌ آوری عوامل تولید و تولید ترکیب های جدید(بلیفید،۲۰۰۸)[۱۵].

همان طور که کارآفرینان تغییرهایی در وضعیت کسب و کار به وجود می آورند، کارآفرینان اجتماعی نیز به مثابه عاملان تغییرهایی اجتماعی عمل می‌کنند، آن ها با بهره برداری از فرصت هایی که توسط دیگران نادیده گرفته می شود، نسبت به رشد جامعه با رویکردهای جدید و خلق راه حل هایی برای بهبود وضع آن ها اقدام می‌کنند. بیل درایتون، بنیان گذاران مؤسسه‌ ی آشوکا اعتقاد دارد: « کارآفرینان اجتماعی نه تنها با دادن ماهی به فرد گرسنه راصی نمی شوند، بلکه حتی آموزش ماهی گیری به فرد نیز قانع شان نمی کند، بلکه آن ها به دنبال ایجاد تحول در صنعت ماهی گیری هستند» (دیز،۲۰۱،ص۶).

 

میر و نوبرآ عقیده دارند کارآفرینان اجتماعی افرادی عادی هستند که کارهایی غیر عادی انجام می‌دهند (مایر و نوبا،۲۰۰۳)[۱۶]. باوجود توجه روز افزون ‌به این موضوع، هم چنان کارآفرینی اجتماعی در نظر افراد متفاوت، معانی مختلفی دارد. برخی کارآفرینی اجتماعی را منحصر به سازمان‌های غیر انتفاعی که برای پیش برد اهداف خود، فعالیت های سودآور و درآمدزا انجام می‌دهند، می دانند. بعضی این مفهوم را برای تمام کسانی که نسبت به راه اندازی سازمان های غیر انتفاعی اقدام می‌کنند به کار می‌برند. گروهی آن را تنها مختص دسته ای از فعالیت های سازمان های انتفاعی می دانند که اهداف عام المنفعه دارند. جرج دیز در مقاله ی خود با عنوان «معنای کارآفرینی اجتماعی» می‌گوید: «کارآفرینان اجتماعی گونه ای از کارآفرینان با اهداف اجتماعی هستند» (دیز،۲۰۰۱). وی می افزاید: «افرادی که در کارشان نوآوری بیش تری داشته و منجر به ایجاد توسعه ی اجتماعی می‌شوند، به طبع کارآفرین تر هستند.» بدین ترتیب کارآفرینی اجتماعی می‌تواند شامل اهداف اجتماعی فعالیت های تجاری مانند تأسیس صندوق های اعتبارهای خرد، و یا یافتن راه حل هایی نو برای پاسخ گویی به معضل های اجتماعی باشد(دیز،۲۰۰۱).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:13:00 ب.ظ ]




 

«به نظر می‌رسد این نظر که در فقه اداره فضولی مال غیر موجب مسئولیت مالک نمی­ شود مگر در موارد استثنایی، درست باشد زیرا مطابق شرع، شخص عهده دار امور و تعهدات دیگری نیست مادامی که در آن باره به او اجازه نداده باشد مگر در موارد استثنایی. به همین جهت حق رجوع به او را برای هزینه ­هایی که ‌کرده‌است، ندارد.»[۶۰]

 

«به همین جهت است که اگر کسی دین دیگری را بدون اذن او ضمانت کند حق رجوع به آن دیگری را ندارد و همچنین اگر بدون اذن آن شخص، دینش را قبول کند و سپس با اذن او دینش را بپردازد.»[۶۱]

 

«مثال دیگر اینکه اگر یکی از مسافران کشتی هنگام طوفان که بیم غرق می­رود به دیگری بگوید کالایت را به دریا بینداز و اگر چنین کنی، همه مسافران کشتی ضامن کالایت هستند، تنها در صورتی مسافران ضامن هستند که پس از انداختن کالا در دریا، ضمانت را اجازه کنند و در غیر اینصورت گر چه در این عمل منتفع شده اند، مسئول نمی­باشند.»[۶۲]

 

«البته بر خلاف نظر مشهور که اداره فضولی مال غیر را مجاز نمی شمرد و مالک را بدین سبب مسئول پرداخت هزینه های مدیر فضولی نمی داند، برخی معتقدند که اگر کسی دین دیگری را بدون اذن او بپردازد، متبرع فرض نمی شود و او حق مراجعه به مدیون را خواهد داشت. برخی از قائلین ‌به این نظریه به «قاعده احسان» و آیه «هل جزاء الاحسان الا الاحسان» استناد کرده‌اند و گفته اند : پاداش صحیح و عادلانه کسی که به دیگری احسان می‌کند و دین او را به دیگری می ­پردازد این نیست که کار پسندیده احسانش را از بین ببریم و مالش را ضایع کنیم و کارش را با بدی پاسخ دهیم.»[۶۳]

 

« این نظر که ظاهراًً نظر مشهور حنبلیه است، مبنی بر این است که هر جا از عمل فضولی، منفعتی برای صاحب مال به دست آید و موجب محافظت از مال و از بین نرفتن آن گردد، اجرت المثل آن عمل بر عهده مالک است یا باید هزینه ها را بپردازد.»[۶۴]

 

«قاعده ولایت عدول مومنین هم که به مؤمنان عادل در صورت نبود حاکم یا در صورت نبود وقت کافی و اضطرار اجازه می­دهد از باب احسان در امور دیگران دخالت کنند در تأیید این نظر قابل استناد است.»[۶۵]

 

«با وجود این در کتاب های قواعد فقه شیعه به «احسان»تنها به عنوان مبنایی برای دفع ضمان توجه شده و از مسقطات آن به شمار آمده و توجیه کننده اثبات ید بر مال دیگری است . اما اینکه این قاعده بتواند خود موجب ضمان طرف احسان شود، مورد تردید است، به علاوه قاعده ولایت عدول مومنین همان طور که از عنوان آن پیدا‌ است، تنها مربوط به عادلان مومن است.»[۶۶]

 

«قاعده” ضمان ید” یا حدیث “علی الید ما اخذت حتی تودیه»»نیز گر چه مقرر می­ کند آنکه بر مال دیگری سلطه یافته، آن را به مالکش رد کند و بدین ترتیب از دارا شدن بدون سبب او جلوگیری می­ شود، اما این قاعده ناظر به حالتی نیست که شخص گیرنده مال از آن انتفاع برده و به نحوی دارا شده است بلکه حتی اگر مال در ید او به آفت آسمانی و ناگهانی تلف شود باز وی مسئول استرداد بدل آن است. همچنین مسئول استرداد ارزش منافع آن مال است حتی اگر از ان منافع استفاده نکرده (منافع غیر مستوفات) باشد.»[۶۷]

 

گفتار دوم- حقوق ایران

 

در حقوق ایران متاثر از حقوق فرانسه، متن خاصی که به دارا شدن بلاجهت و بدون سبب به عنوان مبنای تعهد تصریح و اشاره کند، وجود ندارد. قانون مدنی در ماده ۳۰۷«اسباب ضمان قهری» را غصب و آنچه در حکم غصب است، اتلاف، تسبیب و استیفاء بر می شمارد؛ رویه قضایی پایداری نیز درباره شناسایی دارا شدن بدون جهت به ‌عنوان مبنای مسئولیت مدنی در ایران بر خلاف فرانسه وجود ندارد.

 

در حقوق ما بنظر می‌رسد مبنای مسئولیت جلوگیری از دارا شدن من غیر حق، استیفاء نامشروع و تحصیل مال دیگری به باطل است. قانون‌گذار اجازه نمی دهد که شخصی مال دیگری را از این طریق به ناحق بخورد و طلبی را که ندارد، بگیرد. مثلا در موردی که پرداخت کننده به اشتباه مالی را به دریافت کننده می‌دهد و او بر مالی که استحقاق آن را ندارد و ملک دیگری است، استیلا می‌یابد، احکام این رابطه بر مبنای قاعده«علی الید» تنظیم می شود.

 

دریافت کننده در حکم غاصب محسوب می شود و باید آنچه را از حق دیگری در دست دارد به صاحبش بازگرداند(ماده ۳۰۸ ق. م).

 

ماده ۳۰۳ ق. م نیز این تحلیل را تأیید می‌کند:«کسی که مالی را من غیر حق دریافت ‌کرده‌است ضامن عین و منافع آن است، اعم از اینکه به عدم استحقاق خود عالم باشد یا جاهل.» بدین ترتیب ضمان او به استفاده از مال دیگری محدود نمی شود و فراتر از آن است . اگر کسی با حسن نیت نیز مالی را که به او تعلق ندارد بگیرد خواه پرداخت کننده به دیگری مدیون باشد و به اشتباه آن را به او بدهد یا از اصل مدیون نباشد، ضامن عین و منافع آن است : برای مثال اگر حادثه ای مانند سیل و زلزله و حتی تقصیر دیگران آن عین را از بین ببرد، دریافت کننده نیز مسئول است خواه از این راه سودی برده باشد یا تنها وسیله انتقال ثروت و دارایی قرار گرفته باشد.

 

مع هذا دارا شدن بدون جهت و سبب منبعی ناشناخته برای حقوق و تعهدات است؛ منبعی که از گرامی ترین آرمان های انسانی یعنی اجرای عدالت الهام می‌گیرد و به تحقق بخشیدن آن کمک فراوان می‌کند. ولی اگر این سلاح برنده ناشیانه و بی ضابطه به کار رود، نظام حقوقی را بر هم می زند. مقنن در موادی از قانون مدنی دارا شدن بلاجهت را مورد توجه قرار داده است که ذیلا به تعدادی از آن ها اشاره می‌گردد؛

 

در ماده ۳۳ ق . م آمده است: « نما و محصولی که از زمین حاصل می­ شود، مال مالک زمین است چه به خودی خود روئیده باشد یا به واسطه عملیات مالک، مگر اینکه نما یا حاصل از اصله یا حبه غیر حاصل شده باشد که در این صورت درخت و محصول، مال صاحب اصل یا حبه خواهد بود، اگر چه بدون رضای صاحب زمین کاشته شده باشد.”بواقع مقنن با معتبر شناختن مالکیت صاحب اصله یا حبه­ای که در زمین دیگری کاشته شده است از دارا شدن بدون سبب مالک زمین جلوگیری ‌کرده‌است (الزرع للزارع و لوکان غاصباً) .

 

ماده ۳۰۶ ق.م: « اگر کسی اموال غایب یا محجور و امثال آن ها را بدون اجازه مالک یا کسی که حق اجازه دارد اداره کند، باید حساب زمان تصدی خود را بدهد. در صورتی که تحصیل اجازه در موقع مقدور بوده یا تأخیر در دخالت موجب ضرر نبوده است، حق مطالبه مخارج نخواهد داشت ولی اگر عدم دخالت یا تأخیر در دخالت موجب ضرر صاحب مال باشد، دخالت کننده مستحق اخذ مخارجی خواهد بود که برای اداره کردن لازم بوده است.»

 

بدین ترتیب هر گاه شرایط پیش‌بینی شده در ماده مذکور جمع باشد، شخصی که به طور فضولی (ولو به قصد احسان و دفع ضرر از مالک) اموال غیر را اداره ‌کرده‌است مکلف می شود حساب زمان تصدی خود را بدهد و این تعهد را نیز برای مالک ایجاد می‌کند که مخارج این اداره را بپردازد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:23:00 ب.ظ ]




 

یافته های پژوهش های اخیر را می توان ‌به این صورت خلاصه نمود که افشای هیجانی برای افرادی که از قابلیت های هیجانی کمتری برخوردار بوده و در پاسخ به موقعیت های استرس زا و تجارب منفی زندگی از سبک های مقابله ای سازش نایافته استفاده می‌کنند ،به عنوان یک سبک مقابله ای سازش یافته قابل آموزش بسیار مفید و سودمند خواهد بود.کارکردها و پیامدها افشای هیجانی مطالعات مختلفی نشان داده‌اند که افشای هیجانی نو پیامدهای مثبت هیجانی ،روانی و اتجاعی فراوانی دارد.

 

در پاسخ ‌به این پرسش که افشای هیجانی چگونه و از طریق چه فرایندی منجر به پیامدهای مثبت می شود چند نظریه ارائه شده است که مهم ترین آن ها عبارت است از نظریه بازداری،نظریه تغییرات شناختی و نظریه انسجام اجتماعی.

 

۲-۱۴-۶- نظریه بازداری :

 

یکی از اولین نظریه ها در تبیین سازوکارهای زیربنایی افشای هیجانی مربوط به تاثیرات بازداری در سلامت و نقش ضدبازدارندگی افشا می‌باشد.بوتزین (۱۹۹۷)، نظریه بازداری را به صورت زیر خلاصه می‌کند:

 

۱)حرف نزدن ‌در مورد تجارب هیجانی مهم نوعی بازداری به شمار می رود.

 

۲) بازداری استرس را افزایش می‌دهد.

 

۳) افزایش استرس سلامت جسمانی و روانی را با مشکل مواجه می‌کند.

 

۴) افشای هیجانی بازداری را کاهش می‌دهد.

 

۵) کاهش بازداری استرس را مرتفع می‌سازد.

 

۶) کاهش استرس از مشکلات جسمانی و روانی می کاهد.

 

۲-۱۴-۷- نظریه تغییرات شناختی:

 

تبیین دیگر در خصوص اثرات افشای هیجانی این است که ابراز هیجان‌ها و احساسات در قالب کلمات موجب بازنگری در رویدادها و تجارب هیجانی شده و شیوه سازماندهی و بازجدب آن ها را تغییر می‌دهد(اسلاتچر[۵۵]وپنه بیکر،۲۰۰۷).

 

پنه بیکر(۱۹۹۷) هنگام بحث از پیوستار” نگه داشتن – رها کردن” یکی دیگر از اثرات رویارویی را ایجاد بازنگری در رویدادها می‌داند. ‌به این معنی که رویارویی با تجارب آسیب زا به افراد کمک می‌کند که رویدادهای زندگی را مورد بازبینی قرار داده،آن ها را بهتر درک کرده و معانی جدیدی در آن ها بیابند.این کار در نهایت باعث می شود که تجارب هیجانی با ساختار جدیدی در سیستم شناختی جذب شده و فرد آن را به عنوان یکی از تجارب معمولی زندگی بپذیرد.این نظریه به طور خلاصه این مسئله را مطرح می‌کند که افشا به افراد در بازسازماندهی افکار و احساسات مرتبط با آسیب کمک کرده و روایات جدیدتر و معنادارتری از حادثه ایجاد می‌کند (پنه بیکرو سیگال[۵۶]،۱۹۹۹)

 

۲-۱۴-۸- نظریه انسجام اجتماعی:

 

نظریه انسجام اجتماعی در واقع ‌به این مسئله می پردازد که افشای هیجانی از طریق جلب حمایت های اجتماعی به ارتقای سلامت افراد کمک می‌کند.خود افشایی در اصل یک فعالیت اجتماعی است هدف اصلی زبان برقراری ارتباط با دیگران و خود است. برخی افراد ‌در مورد تجارب خود با دیگران صحبت می‌کنند این امر به آن ها کمک می‌کند تا روابط اجتماعی خود را حفظ و از حمایت های اجتماعی مورد نیاز برخوردار گردند. برعکس کسانی که تجارب هیجانی خود را برای دوستان،خانواده،اطرافیان بازگو نمی کنند.ممکن است احساس تنهایی و انزوا نمایند این امر ممکن است بر مشکلات آن ها افزوده و سلامت و آن ها را تهدید نماید .

 

ریمه(۱۹۹۵) معتقد است که افشا در روزها یا هفته های اول پس از آسیب قادر به تغییر شبکه ارتباطی افراد از طریق نزدیک تر کردن آن ها به همدیگر می‌باشد ،در واقع افشا به عنوان یک عامل انسجام اجتماعی عمل می‌کند.ریمه عنوان می‌کند که حتی شکل انفرادی افشا می‌تواند در بهبود روابط اجتماعی بعدی مفید واقع گردد (اسلاتچرو پنه بیکر،۲۰۰۷)

 

حال می پردازیم به پیامدهای افشای هیجانی در ابعاد مختلف جسمانی،روانی ،اجتماعی و رفتاری :افشا و سلامت جسمانی و روانی یکی از کارکردهای اصلی افشای هیجانی ‌بر اساس یافته های پژوهشی کمک به بهبود و ارتقای سلامت جسمانی و روانی است.سلامت جسمانی در مطالعات مختلف از طریق شاخص هایی چون دفعات مراجعه به پزشک به شاخص های فیزیولوژیک مثل فشار خون ،ضربان قلب و وضعیت سیستم ایمنی بدن ارزیابی شده و سلامت روانی از طریق بهبود وضعیت خلقی ،کاهش هیجان های منفی و سازگاری با استرس ارزیابی می شود.

این حالت احتمالا ناشی از ترکیب و پردازش در هم تنیده ی اطلاعات شناختی و هیجانی یک تجربه در هنگام افشا است (بوسکن ،۱۹۹۵،گایلارد،۲۰۰۰،نقل از قربانی۱۳۸۲ )

 

پنه بیکر(۱۹۸۹،نقل از نیدرهافر و پنه بیکر،۲۰۰۵)نشان داد که پس از افشا فشارخون و تنش عضلانی کاهش قابل ملاحظه ای می‌یابد.

 

فراتحلیل اسمیت (۱۹۹۸) نشان داد که افشای هیجانی حداقل در چهار حوزه پیامدهای مثبت معنی داری ایجاد می‌کند:سلامت جسمانی ،عملکرد فیزیولوژیکی ،بهزیستی روانشناختی و عملکرد عمومی .

 

کلی[۵۷]، ناملی[۵۸]ولسین[۵۹](۱۹۹۷،نقل از لاسودی و همکاران،۲۰۰۰)دریافتند که افشای هیجانی در بیماران مبتلا به آرتروز علاوه بر بهبود عملکرد فیزیکی در پیگیری سه ماهه به میزان قابل توجهی موجب کاهش هیجان های منفی می شود.

 

پنه بیکر(۲۰۰۴) با مرور پژوهش های مختلف این حوزه نتیجه گیری می‌کند که افشای هیجانی اثرات مثبت کوتاه مدت و بلندمدتی در سطح هیجانی ،شناختی و فیزیولوژیکی ایجاد می‌کند ومی توان از آن به عنوان یک راهبرد مقابله با استرس ،پیشگشیری از آسیب و درمان برخی از اختلالات استفاده نمود.

 

۲-۱۴-۹ – پیامدهای میان فردی و اجتماعی افشا

 

بر اساس نظریه انسجام اجتماعی ،از پیامدهای مهم افشای هیجانی ،دریافت حمایت های اجتماعی و بهبود روابط بین فردی افراد است (ریمه،۱۹۹۵).

 

پژوهش های متعددی این موضوع را مورد بررسی قرار داده‌اند به عنوان مثال لی پور و همکاران(۲۰۰۴)

 

دریافتند که افشای هیجانی بین فردی علاوه بر تسهیل سازگاری با موقعیت استرس زا موجب ارتقای روابط بین فردی افراد می شود. ریمه (۱۹۹۵) یادآور می شود که اشکال مختلف افشا ،حتی افشای هیجانی درون فردی در بلند مدت بر روابط بین فردی افشا کننده تاثیر مثبت خواهد داشت. این مسئله را شاید بتوان اینگونه تفسیر نمود که بهبود رابطه ی فرد با خودش در نهایت به بهبود رابطه ی وی با دیگران می‌ انجامد.

 

کولینز[۶۰] و میلر[۶۱] (۱۹۹۴)دریافتند که افشای هیجانی در یک زمینه ی بین فردی قابل اعتماد و موجب صمیمیت بیشتر افشا کننده و شنونده می شود و دید منفی فرد را به دیگران تغییر می‌دهد.

 

۲-۱۴-۱۰- افشا و تغییرات رفتاری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:13:00 ب.ظ ]




 

 

    1. اهمیت مهارت‌های اجتماعی :

بسیاری از کودکان دارای ناتوانی فاقد مهارت‌های اجتماعی ضروری برای کسب تعاملات اجتماعی مثبت با همسالان و بزرگسالان هستند و این مهارت‌ها را از راه مشاهده هوشمندانه به دست نمی­آورند . برخی از مولفان در بازنگری ادبیات پژوهش نتیجه گرفتند که کودکان دارای ناتوانی تعامل پایین تری با همسالان عادی دارند و کمتر توسط آن ها پذیرفته می­شوند (فارمر و همکاران[۳۴]، ۱۹۹۶) . با توجه ‌به این که این کودکان اغلب دچار مشکلات اجتماعی می­شوند ، ‌بنابرین‏ عزت نفس ، رضایت شخصی و رشد آن ها نیز تحت تأثیر قرار ‌می‌گیرد ودرنتیجه نگرش مثبت همسالان نسبت به آموزش آن ها منفی می­ شود(موریس[۳۵]، ۲۰۰۲). همچنین برخی شواهد نشان می­ دهند نارسایی درمهارتهای اجتماعی مورد نیاز برای برقراری تعاملات مثبت با معلم و همسالان می ­تواند منجر به مشکلات تحصیلی ، اجتماعی و هیجانی گردد که می‌تواند اثرات منفی در زندگی آینده داشته باشد(کالدارلا و مرل[۳۶]، ۱۹۹۷). به طور کلی ، ضرورت مداخلات مربوط به مهارت‌های اجتماعی در همه افراد به ویژه افراد دارای ناتوانی را می توان با توجه به نتایج پژوهش های متعدد صورت گرفته ، به صورت زیر بیان کرد :

 

    1. فقدان مهارت‌های اجتماعی مناسب ، اصلی ترین عامل در شکست افراد دارای ناتوانی در جایابی­های اجتماعی و دلیل از دست دادن شغل ‌می‌باشد .

 

    1. آموزش مهارت‌های اجتماعی می ­تواند با عث کاهش در تعداد رفتارهای نامناسب در کلاس درس مانند پرخاشگریو بهبود روابط شخصی دانش آموز با همسالان و بزرگسالان شود .

 

    1. آموزش مهارت‌های اجتماعی باعث کاهش رفتارهای بزهکارانه می شود.

 

    1. آموزش مهارت‌های اجتماعی باعث افزایش یکپارچه سازی افراد دارای ناتوانی با افراد عادی می­ شود (فرتی و همکاران[۳۷]، ۱۹۹۳).

 

  1. تحول عاطفی و اجتماعی کودکان ظرفیت دانش آموزان را برای تمرکز بر فعالیت‌های تحصیلی ، بهبود سلامت روانشناختی کلی و کاهش مشکلات رفتاری افزایش می­دهد .

    1. نمونه هایی از مهارت‌های اجتماعی :

‌در مورد سیاهه­ی­­ قطعی مهارت‌های اجتماعی مورد نیاز توافق چندانی وجود ندارد. برخی مطالعات تنها مهارت‌های اجتماعی آشکار مانند تقاضا کردن ، مشارکت ، و شروع تعامل را در نظر گرفتند. برخی از مولفان مهارت‌های مشابهی را ارائه داده‌اند و آنهارا تحت سازه یا ‌گروه‌های وسیع تر مهارت‌ها مانند مهارت‌های برقراری ارتباط و مهارت‌های بقا تقسیم بندی کردند . برخی از پژوهشگران به طور مکرر رفتار هایی را با عنوان مهارت‌های اجتماعی در نظر گرفتند.کالدارلا و مرل[۳۸](۱۹۹۷) ، طبقه بندی از مهارت‌های اجتماعی کودکان به منظور داشتن تعامل مثبت با افراد بزرگسال و همسال را تهیه کردند.این طبقه بندی به پنج بعد تقسیم شده است:

 

    • مهارت‌های روابط با همسالان .

 

    • مهارت‌های خود مدیریتی .

 

    • مهارت‌های تحصیلی .

 

    • مهارت‌های اطاعت و پیروی.

 

  • مهارت‌های جرئت ورزی .

بعد مهارت‌های ارتباط با همسالان شامل تعریف و تمجید از دیگران ، پیشنهاد کمک دادن ، دعوت از دیگران به بازی یا برقراری تعامل ، شروع مکالمه یا مهارت‌های رهبری می‌باشد . بعد مهارت‌های خود مدیریتی شامل مهارت‌های مانند کنترل خلق ، پیروی از قواعد ،مصالحه در هنگام مناسب ، پذیرش انتقاد ، و مشارکت داشتن در موقعیت های گوناگون است . مهارت‌های مطالعه مستقل مانند انجام تکالیف ، پیروی از دستورات معلم ، نظم مطلوب داشتن و به طور مناسب تقاضای کمک خواستن ، در بعد مهارت‌های تحصیلی قرار ‌می‌گیرد . بعد مهارت‌های اطاعت و پیروی شامل اطاعت از دستورات ، پیروی از قواعد ، مشارکت داشتن ، پاسخدهی مناسب و انجام تکالیف ‌می‌باشد و بعد مهارت‌های جرئت ورزی نیز شامل شروع مکالمه ، دعوت از دیگران برای برقراری تعامل ، اعتماد به نفس ، معرفی خود به دیگران و ابراز احساسات است .

 

کالدارلا و مرل[۳۹](۱۹۹۷) ، تصدیق کردند بسیاری از مهارت‌های همپوش با هر بعد وجود دارد و این پنج بعد نه به طور کلی از هم مجزا هستند و نه کاملاً متصل . آن ها همچنین نتیجه گرفتند که مهارت ها ممکن است در سنین مختلف تفاوت داشته باشند . به عنوان مثال همدلی ممکن است که یک مهارت اجتماعی باشد که در طی دوره نوجوانی لازم باشد. شواهد اندکی وجود دارد که کدام مهارت‌های اجتماعی برای کودکان دارای ناتوانی برای به دست آوردن تعامل مثبت با همسالان و بزرگسالان ضروری است (گرشام ، ۱۹۸۱). گرشام پیشنهاد کرد که مهارت‌های انتخاب شده برای آموزش باید بر اساس این نکته باشند که کدام مهارت‌ها، کودکان دارای نارسایی های مهارت‌های اجتماعی را از کودکان دارای مهارت‌های اجتماعی مناسب مجزا می­سازند . کالب و هانلی- مکس ول[۴۰] (۲۰۰۳) از والدین به عنوان منبع تعیین اینکه کدام مهارت‌های اجتماعی در جهت گسترش روابط موفقیت آمیز کودکان دارای ناتوانی مفید است ، استفاده کردند . مهارت‌های شناسایی شده توسط والدین عبارت بودند از : مهارت‌های ارتباطی مؤثر ، درک سر نخهای اجتماعی و توانایی ابراز تفکرات و احساسات که می ­توانند به مقوله هایی شامل خود آگاهی ، خود کنترلی ، خود مدیریتی ، همدلی، و همراهی کردن با دیگران گروه‌بندی شوند. مک کونل و ادوم[۴۱] (۱۹۹۹)، دریافتند که مهارت‌های مورد نیاز برای تعاملات موفق با بزرگسالان از مهارت‌های مورد نیاز برای ارتباط با همسالان متفاوت هستند . در هر صورت با توجه ‌به این که دلایل قطعی وجود ندارد که کدام مهارت‌ها برای کدام نوع تعامل ضروری هستند ، اکثر متخصصان اعتقاد دارند که سنجش پیش از اموزش مهارت‌های اجتماعی بسیار مهم است .

 

    1. سنجش مهارت‌های اجتماعی :

سنجش یک گام ضروری در اموزش مهارت‌های اجتماعی است . سنجش مهارت‌های اجتماعی دارای اهداف متعددی است . سنجش­ها می ­توانند به صورت فردی یا گروهی جهت غربالگری قابلیت اجتماعی کلی و برای جمع‌ آوری اطلاعات درباره ی ماهیت مشکلات مهارت‌های اجتماعی دانش آموز استفاده شوند . همچنین سنجش می‌تواند برای کمک به طراحی و ارائه­ آموزش، انتخاب و اصلاح برنامه درسی ، بازبینی و ارزیابی پیشرفت دانش اموزان در اموزش مهارت‌های اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد(سوگای و لویس[۴۲] ، ۱۹۹۶) .

 

    1. الگوی نارسایی مهارت‌های اجتماعی :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:13:00 ب.ظ ]




 

حتی حقوق ‌دانان بزرگ این دیدگاه را قبول ‌داشته‌اند[۳۲]و از آن دفاع کرده‌اند و حتی در بعضی از آرای دیوان عالی کشور فرانسه هم منعکس شده بود. استاد وابر این دیدگاه را در بعضی از موارد کاملاً مستدل می‌داند و آن مواردی است که عمل مادی جرم یکی از اجزای جرم دیگر باشد و مورد دیگر نیز مربوط به کیفیات مشدده است که خود نیز در مبحث خاص و عام می‌گنجد. هدف از ذکر این مقدمه این است که اثبات شود مفهوم تعدد معنوی جرم حتی در حقوق کیفری ایران خود جزء مجموعه‌ای فراتر بنام تعارض مواد قانونی است و اگر مصداقی را از تعدد معنوی جرم خارج کنیم ابتدا باید آن را در مصادیق مفهوم عام‌تر یعنی «تعارض مواد قانونی» باید جست. مشکل اساسی و ماهیت واقعی تعدد معنوی جرم در این است که مبادا سایر جرایم واقعاً بر این مصداق منطبق بشود فقط یک مجازات معین را بر این حالت ساری و جاری بداند. این امر همان موضوعی است که در حقوق کیفری عربی به «التکییف»[۳۳] یا «تطبیق مواد قانونی» معروف است و اگر آن جرم معین از سایر جرایم بازشناخته نشود در مرحله اول حالتی به وجود می‌آید که «تعارض مواد قانونی» نامیده می‌شود. اگر بتوان با یکسری قواعد تفسیری و عرفی مشکل این تعارض را حل کرد که هیچ، و گرنه این مشکل در حیطه تعدد معنوی جرم باید تعبیر شده و بنابر حکم تعدد معنوی باید جرمی که دارای مجازات اشد است اعمال و اجرا شود. (کورانی، ۱۶۱:۱۳۷۹)

 

۳-۳-۵ اشخاص حقوقی و تعدد معنوی

 

طبق ماده ۲۰ ق.م.ا در صورتی که شخص حقوقی بر اساس ماده ۱۴۳ این قانون مسؤل شناخته شود با توجه به شدت جرم ارتکابی و نتایج زیان‌بار آن به یک تا دو مورد از کیفرهای مقرر در این ماده محکوم می‌شود این امر مانع از مجازات شخص حقیقی نیست طبق ماده ۱۴۳ق.م.ا در مسؤلیت کیفری اصل بر مسؤلیت شخص حقیقی است و شخص حقوقی در صورتی دارای مسؤلیت کیفری است که نماینده قانونی شخص حقوقی به نام یا در راستای منافع آن مرتکب جرمی شود.

 

تعبیر جرایم مستوجب نعزیر در قانون جدید برای تعدد معنوی بر رفتارهای ارتکابی شخص حقوقی نیز صدق می‌کند. از آنجا که اشخاص حقوقی عموماً همان جرایمی را مرتکب می‌شوند که اشخاص حقیقی انجام می‌دهند. پس روشن است که اشخاص حقوقی نیز می‌توانند رفتار واحدی را انجام دهند که عنوانهای متعدد داشته باشند ولی از جهت کارکرد هیچ یک از بزه‌های شخص حقوقی با همان کیفر اصلی جرم مجازات نمی‌شود دادرس با مراجعه به کیفرهای پیش‌بینی شده در ماده ۲۰ و با لحاظ در جه بندی آن ها در ماده ۱۹ مبادرت به تعیین کیفر می‌کند پس کارکرد تعدد معنوی در مجازات اصلی است. مجازات اصلی کیفرهایی هستند که قانون‌گذار به طور مشخص به عنوان ضمانت اجرای کیفری یک بزه پیش‌بینی ‌کرده‌است با کمک همین مجازات اصلی کیفر اشد تعیین می‌شود ولی چون کیفرهای اشخاص حقوقی مجازات اصلی و اولیه نیست در نتیجه کارکرد تعدد معنوی که همانا اعمال کیفر اشد است از میان می‌رود.(عالی پور، ۲۱:۱۳۹۲)

 

۳-۳-۶ بررسی مصادیق تعدد معنوی

 

قبل از بررسی مصادیق بار دیگر تعریف تعدد معنوی در اینجا آورده می‌شود. در تعریف «تعدد معنوی» آمده است که مجرم، مرتکب یک رفتار مجرمانه شده است ولی رفتار مذبور را می‌توان مشمول چند فقره از متون قانونی نموده و به اعتبار هر یک از متون مذبور آن رفتار را جرم علیحده محسوب، به نحوی که مجرم را بتوان با هر یک از متون قانونی مجازات نمود. همان گونه که گفته شد از لفظ «عناوین مجرمانه و رفتار واحد» در متن قانون، فهمیده می‌شود که دو جرم با یک رفتار صورت گرفته است، این امکان باید وجود داشته باشد که مرتکب را با هر کدام از این متون یا مواد قانونی مورد محاکمه قرار داد و مجازات نمود. در صورتی که این امکان وجود نداشته باشد موضوع از عنوان تعدد معنوی خارج است که یا مشمول تعدد مادی می‌شود یا اینکه بحث تعارض یا تنازع قوانین پیش می‌آید. در شرایط تحقق تعدد معنوی گفته شد باید رفتار واحد باشد، از جرایم تعزیری باشد، عناوین متعدد از فعل واحد به وجود آید و بر اساس هر یک از این عناوین بتوان مجرم را مجازات نمود. همچنین در اجتماع و تقسیم بندی جرایم نیز مشخص شد که جمع بین جرایم ساده و مرکب، جرایم آنی و مستمر، جرایم مطلق و مقید در حالت تعدد معنوی وجود ندارد و نیز تعدد معنوی در جرایم ناشی از ترک فعل مصداق ندارد.

 

نویسنده با توجه به تعریف و شرایط ذکر شده فوق معتقد است که در حقوق کیفری ایران که حداقل تا سال ۱۳۸۵ تعداد ۱۵۴۵ فقره عنوان مجرمانه مشخص شده و بعد از آن نیز به آن ها اضافه شد، یافتن مصداقی در خصوص تعدد معنوی کار آسانی نیست. زیرا که مقنن هر جرمی را با شرایط خاصی مشخص نموده است.

 

حقوق ‌دانان مصادیق متعددی از جرایم تعزیری را برای تعدد معنوی ذکر نمودند که در اینجا به ذکر بعضی از این مصادیق و همزمان به بررسی آن ها پرداخته می‌شود،

 

برخی نویسندگان حقوقی وقوع تعدد معنوی ما بین جرایم کلاهبرداری و جعل را قابل فرض و تحقق می‌دانند. دکتر محمدجعفر حبیب زاده در کتاب کلاهبرداری در حقوق ایران آورده‌اند: «علاوه بر امکان وقوع تعدد معنوی بین جعل مادی و کلاهبرداری، ممکن است بین کلاهبرداری و جعل معنوی نیز تعدد معنوی واقع شود. پس اگر کسی از طریق جا زدن خود به جای دیگری در دفتر اسناد رسمی حاضر شود و سندی را امضاء کند و از این طریق مال دیگری را ببرد، تعدد تحقق پیدا ‌کرده‌است و مجازات اشد اعمال می‌شود.». (حبیب زاده، ۱۸۰) در رد این مصداق همین بس که کسی که جعل نموده فقط به مجازات جعل محکوم می‌شود و نمی‌توان وی را به مجازات کلاهبرداری محکوم کرد، زیرا در تعریف هم گفته شد که باید رفتار را بر هرکدام از متون قانونی تطبیق داد یعنی با هر یک از عناوین مجرم را مجازات نمود در این صورت اگر به جعل محکوم شود تکلیف کلاهبرداری چه می‌شود؟ در خصوص تحصیل مال غیر از طریق جعل اسناد و توسل به وسایل متقلبانه در نشست قضایی مطرح شد و اکثریت معتقد بودند که جعل و کلاهبرداری جرایم مستقل محسوب نمی‌شوند و اقلیت معتقد به مستقل بودن این جرایم رأی دادند کمیسیون نیز موضوع را از مصادیق تعدد معنوی دانسته بود.[۳۴]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:10:00 ب.ظ ]




 

داده های مربوط به جریانات نقدی و سایر اطلاعاتی که توان پیش‌بینی سود تقسیمی دارند برای تصمیمات سرمایه گذاری (در مقایسه با داده های متعلق به سود خالص و سود هر سهم) اهمیت بیشتری دارند. اگر وضع چنین است، باید بر شیوه محاسبه سود تقسیمی متعلق به هر سهم و شرایط محاسبه سود تقسیمی متعلق به صورت‌های مالی پیش‌بینی شده توجه بیشتری کرد (در مقایسه با محاسبه و گزارش کردن سود هر سهم). (پارسائیان، ۱۳۸۶، ۴۹۹)

 

امروزه یکی از چالش های پیش روی تحلیل گران مالی و سهام‌داران، مقوله تعیین ارزش واقعی شرکت ها می‌باشد. همان گونه که قبلاً نیز ذکر گردید، اصولاً کلّ معیارهایی که تا کنون در رابطه با تعیین ارزش شرکت و عملکرد مدیران مطرح شده است را می توان به دو دسته تحت عنوان مدل های حسابداری و مدل های اقتصادی طبقه بندی نمود.

 

در مدل حسابداری، ارزش هر سهم شرکت از حاصل ضرب سود هر سهم در ضریب قیمت به سود به دست می‌آید که ارزش شرکت را می توان ‌بر اساس قیمت هر سهم محاسبه شده ضرب در تعداد منتشره نمود.

 

۲-۷) سابقه تحقیقات و مطالعات انجام گرفته

 

۲-۷-۱) تحقیقات انجام شده در خارج از کشور

 

یومورا (۱۹۹۶) در تحقیقی ارتباط بین EVA، نرخ بازده دارایی ها، نرخ بازده حقوق صاحبان سهام، سود خالص و سود هر سهم را با ارزش افزوده بازار بررسی کرد. جامعه آماری تحقیق نشان داد EVA معیاری است که به بهترین وجه با ثروت آفرینی سهام‌داران مرتبط می‌باشد.

 

بیدل و همکاران (۱۹۹۷) به بررسی محتوای اطلاعاتی EVA، سود باقیمانده و دو معیار متداول اندازه گیری عملکرد یعنی سود و جریان نقدی عملیاتی و مقایسه ارتباط EVA و سود تعهدی با بازده سهام شرکت، پرداخته‌اند.

 

فرناندز (۲۰۰۲) تحقیقی جهت بررسی رابطه بین EVA و ثروت ایجاد شده برای سهام‌داران (CSV) را انجام داد. نمونه وی شامل ۲۶۹ شرکت بود. وی ‌به این نتیجه رسید که همبستگی EVA و ثروت ایجاد شده برای سهام‌داران تنها ۶۶/۱۷% می‌باشد و ۶۰ شرکت که دارای EVA منفی بودند دارای CSV مثبت و ۶۴ شرکت که دارای EVA مثبت بودند دارای CSV منفی بودند. نهایتاًً وی نتیجه گرفت که EVA توان اندازه گیری ثروت ایجاد شده برای سهام‌داران را دارا نمی باشد.

 

ابایرن و یانگ (۱۹۹۶) در تحقیقی که با پشتیبانی شرکت استرن استوارت انجام شد، برای یک دوره تاریخی ده ساله مبالغ EVA و MVA و نرخ بازدهی سرمایه و نرخ متوسط هزینه سرمایه ۱۷۰ شرکت امریکایی و اروپایی را محاسبه و پیوستگی EVA و MVA را تجزیه و تحلیل نمودند. این تحقیق نشان می‌دهد، همبستگی (Correlation) بین EVA و MVA، ۹/۰ درصد است. همین نتایج برای شرکت های انگلیسی نیز قابل دسترسی است، اما برای شرکت های آلمانی همبستگی کمتری وجود دارد. آن دسته از شرکت هایی که نرخ بازدهی بالاتر و نرخ هزینه سرمایه کمتر دارند، MVA بالاتری دارند و همبستگی بالایی بین بازدهی و MVA وجود دارد.

 

لن و ماخیحا (۱۹۹۶) روی EVA و MVA و تغییرات استراتژیک مطالعاتی انجام دادند. آن ها ۲۴۱ شرکت آمریکایی را از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۳ مطالعه کردند. آن ها در ابتدا دریافتند که این دو معیار همبستگی مثبتی با بازده سهام دارند و این همبستگی بهتر از نسبت‌های سنتی نظیر ROE، ROA، ROS (نرخ بازده فروش) می‌باشد و در نهایت، آن ها را بین EVA و MVA را مورد مطالعه قرار دارند.

 

ملبورن و همکاران (۱۹۹۷) در تحقیقی تحت عنوان “ در جستجوی بهترین معیار ارزیابی عملکرد” رابطه همبستگی بین دو معیار EVA و REVA را مورد بررسی قرار دادند و ‌به این نتیجه رسیدند که توانایی REVA در پیش‌بینی ایجاد ارزش، بیشتر از معیار EVA می‌باشد.

 

پیکسوتو (۱۹۹۹) نشان داد که سود خالص با ارائه ضریب تعیین ۸۶/۵۳ درصد نسبت به سود عملیاتی (۳۵/۵۱%) و EVA (22/51%)، قدرت توضیح دهندگی بیشتری در ارتباط با ارزش سهام دارد.

 

۲-۷-۲) تحقیقات انجام شده در داخل کشور

 

گروه (۱۳۸۲) در تحقیقی با عنوان “ بررسی تأثیر ارزش افزوده اقتصادی در مقایسه با جریانات نقدی ناشی از فعالیت‌های عملیاتی و سود هر سهم بر ارزش بازار سهام شرکت‌های گروه مواد و محصولات شیمیایی و دارویی” به مقایسه ارزش افزوده و سود هر سهم و جریانات نقدی ناشی از فعالیت‌های عملیاتی پرداخت. بازه زمانی مورد مطالعه در این تحقیق سال‌های ۷۹ تا ۸۳ بود. که به دلیل مطالعه بر یک گروه نتوانست آن را به کل بازار تعمیم دهد. که در این تحقیق تأثیر بیشتر EVA با ارزش بازار را در مقابل EPS و CFO نشان می‌دهد.

 

حنیفه (۱۳۷۵) در تحقیقی با عنوان “ بررسی نقش ارزش افزوده اقتصادی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به تبعیت بازار آن ها ” و آزمون فرضیات خود ‌به این نتیجه رسیدند که بین ارزش افزوده اقتصادی و ارزش بازار سهام شرکت ها یک رابطه ضعیف وجود دارد.

رضایی (۱۳۸۰) تحقیقی با عنوان “ تأثیر رابطه همبستگی بین EVA و ROE در ارزیابی عملکرد شرکت‌های صنعت وسائط نقلیه بورس اوراق بهادار تهران” انجام داد که ‌به این نتیجه دست یافت که میان EVA و ROE رابطه معنادار وجود ندارد.

 

جلیلی (۱۳۸۰) نیز در تحقیق خود با عنوان “ کاربرد اطلاعاتی ارزش افزوده اقتصادی در ارزیابی عملکرد مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران” پس از آزمون فرضیات خود ‌به این نتیجه رسیدند که بین EVA و بازده سهام ارتباط معنی داری وجود ندارد.

 

نظریه (۱۳۸۱) در تحقیقی با موضوع “ ارزیابی رابطه بین EPS و EVA در شرکت های محصولات کانی غیر فلزی” به طرح دو فرضیه زیر پرداخت:

 

فرضیه ۱) بین EVA و EPS شرکت های کانی غیر فلزی رابطه وجود دارد.

 

فرضیه ۲) EVA در مقایسه با EPS در ارزیابی وضعیت شرکت های کانی غیر فلزی مناسبتر است.

 

جهت آزمون اوّل ضریب همبستگی پیرسون بین EVA و EPS شرکت های عضو نمونه محاسبه و با توجه به ضریب همبستگی به دست آمده نتیجه گیری نموده است که رابطه معنا داری بین این دو متغیر وجود ندارد.

 

آزمون دوّم نشان داد که معیار ارزش افزوده اقتصادی در ارزیابی عملکرد شرکت ها بهتر از سود هر سهم می‌باشد.

 

بهرامی (۱۳۷۶) تحقیق خود را تحت عنوان “ تأثیر اطلاعات صورت ارزش افزوده در تصمیم گیری استفاده کنندگان حسابداری” انجام داد. این تحقیق در ارتباط با مزایای صورت ارزش افزوده مواردی مانند آگاهی کارکنان از سهم خود از ثروت ایجاد شده، آگاه نمودن سرمایه گذاران بالفعل و بالقوه از میزان توانایی عملکرد شرکت، تهیه نسبت‌های مالی ‌بر اساس ارزش افزوده به منظور تشخیص نارسایی را مورد بحث قرار داده است.

 

قربانی (۱۳۷۷) پژوهشی تحت عنوان “ تغییرات سود در قبال تغییرات ارزش افزوده در شرکت های تولیدی تابعه سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران” انجام داد. در این تحقیق به تعیین بررسی جهت تغییرات سود در سایر تغییرات ارزش افزوده پرداخته است که سود خالص را می توان سهمی دانست که سرمایه گذاران به عنوان صاحبان اصلی شرکت از ارزش افزوده حاصل در شرکت به دست می آورند که هر چه ارزش افزوده بیشتر باشد، سود سهم سهام‌داران (سرمایه گذاران) نیز بیشتر می شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1401-09-20] [ 06:50:00 ق.ظ ]




 

جدول ۲-۵٫ ویژگی‌های تصمیمات مختلف خرید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوع تصمیم

 

ویژگی­ها

روزمره محدود پیچیده درگیری کم نه چندان زیاد زمان کوتاه تا حدودی کوتاه طولانی هزینه کم تا حدودی کم زیاد جمع‌ آوری اطلاعات فقط داخلی اکثرا داخلی داخلی و خارجی تعداد گزینه­ ها یکی چند تا خیلی

۲-۳-۹٫عوامل تعیین کننده سطح درگیری مصرف کننده: سطح درگیری در خرید وابسته به پنج عامل زیر است. تجربیات قبلی، میزان علاقه، خطر پذیری، موقعیت و دیدگاه اجتماعی(لشکری و دیگران، ۱۳۸۷، ۱۰۷)

 

۲-۳-۹-۱٫تجربیات پیشین: زمانی که مصرف کنندگان ‌در مورد کالا یا خدمتی تجربهٔ قبلی دارند، معمولاً پس از مصرف نمونه های آزمایشی کالا می­آموزند که به سرعت کالای مورد نظر را انتخاب کنند. زیرا با محصول آشنا می‌شوند و در می‌یابند که آن کالا می‌تواند نیاز آن ها را برآورده کند و به همین دلیل سطح درگیری کاهش می­یابد

 

.۲-۳-۹-۲٫علاقه: سطح درگیری مستقیماً با علاقه آن ها ارتباط دارد. به عنوان مثال برخی از مردم به اتومبیل علاقه مند هستند و بعضی به موسیقی و…. معمولاً موضوعات گوناگونی که افراد به آن ها علاقه مند هستند از فردی به فرد دیگر متفاوت است.

 

۲-۳-۹-۳٫ خطر پذیری: هر قدر خطر پذیری شخصی در خرید یک محصول افزایش یابد سطح درگیری مصرف کنندگان نیز افزایش می‌یابد. انواع خطر هایی که مصرف کنندگان با آن سرو کار دارند عبارت اند از خطر مالی، خطر اجتماعی و خطر روانی. خطر مالی به مورد از دست دادن ثروت یا قدرت خرید شخص اشاره دارد، زیرا خطر زیاد با خرید گران قیمت در ارتباط است. به همین دلیل مصرف کنندگان بسیار متمایل به درگیری با کالاها هستند. به عنوان مثال فردی که می­خواهد خانه ای خریداری کند زمان و تلاش زیادی برای تصمیم گیری صحیح صرف می­ کند.

 

مصرف کنندگان زمانی پذیرای خطر اجتماعی هستند که خریداری کالا بتواند بر عقیده و نظر مردم نسبت به آن ها تأثیر بگذارد. به عنوان مثال، رانندگی با یک ماشین کهنه و تصادفی می ­تواند بر نظر مردم نسبت به شخص تأثیر داشته باشد. همچنین مصرف کنندگان زمانی متحمل خطر روانی می‌شوند که احساس کنند تصمیم ­گیری اشتباه می‌تواند موجب اضطراب و نگرانی شود. به عنوان مثال می توان به والدین کارمند اشاره کرد که برای نگهداری از فرزندانشان می‌توانند پرستار استخدام کنند یا او را به مهد بسپارند.

 

۲-۳-۹-۴٫موقعیت: شرایط خرید ممکن است از یک تصمیم گیری کم درگیری به تصمیم گیری پردرگیری مبدل شود. به عنوان مثال فردی برای ناهار روزانهٔ خود ساندویچ مصرف می‌کند ولی زمانی که همراه با رییس خود برای صرف غذا می رود او را به یک رستوران مجلل دعوت می‌کند.

 

۲-۳-۹-۵٫قابلیت رویت پذیری اجتماعی: هر قدر قابلیت رویت پذیری اجتماعی یک محصول افزایش یابد، سطح درگیری با آن محصول نیز افزایش می­یابد. محصولات اغلب نشان دهندهٔ موقعیت اجتماعی صاحبان خود هستند. کالاهایی مانند لباس (با مارک معروف) ماشین و…بیانگر موقعیت اجتماعی شخص هستند و ‌بنابرین‏ خطر اجتماعی با خود همراه دارند.

 

۲-۳-۱۰٫ تبلیغات در بازار: تبلیغات نیرومندترین ابزار آگاهی بخش در شناساندن یک شرکت، کالا، خدمت یا اندیشه و دیدگاه می‌باشد. گستردگی میدان تبلیغات، چشم گیر است. چنانچه آگهی‌ها سازنده و گیرا باشند، می‌توانند یک تصویر در مخاطب به وجود بیاورند یا دست کم به پذیرش و شناخت فرآورده و نام بازرگانی آن وادارند. ولی آگهی‌ها همواره سازنده و گیرا نیستند. بسیاری از تبلیغات بازرگانی با شتاب بر فروش اثر نمی‌گذارند. کارایی تبلیغ بیشتر بر اندیشه و مغز آن ها‌ است تا رفتار آن. ولی هنگامی که مشتری از جریان فروش ویژه، پیشنهاد خرید دو واحد از کالا با قیمت یک واحد، جایزه بردن یا دریافت هدیه با خبر شوند، دست به اقدام می‌زنند. امروزه شرکت‌ها از طریق رسانه های مختلفی از قبیل رادیو، تلویزیون، مطبوعات (روزنامه، مجلات) بدنه نویسی وسایل نقلیه، دیوار نویسی، پوستر، بروشور، بیلبورد و اینترنت اقدام به تبلیغ می‌نمایند. در این میان تبلیغات اینترنتی در مقایسه با تبلیغات سنتی، از مزایای قابل ملاحظه ای برخوردار است. حجم وسیعی از این گونه تبلیغات به کالا و خدمات رایانه‌ای مربوط می‌باشد. امروزه تبلیغات را تنها به عنوان ابزاری جهت افزایش فروش شرکت، نمی‌توان درنظر گرفت. نقش اصلی تبلیغات را می‌توان تفهیم اطلاعات ‌در مورد خصوصیات کالا و خدمات تعریف نمود. پیشرفت سریع وسایل ارتباط جمعی و اضافه شدن رسانه هایی جدید به رسانه های تبلیغاتی، تبلیغات را به عنوان عنصری اصلی در موفقیت و ناکامی شرکت‌ها معرفی می‌کند. با توجه به رقابت شدید بین شرکت‌ها و رشد سریع بازارها و همچنین تغییرات سریع در مصرف کنندگان، تبلیغات به عنوان ابزاری اصلی در ایجاد آگاهی مصرف‌کنندگان از محصولات و خدمات، مورد توجه قرار گرفته است.

 

کاتلر تبلیغات را هر گونه ارائه و عرضه ایده ها‌، کالاها یا خدمات از یک واحد تبلیغاتی، فرد یا مؤسسه‌ که مستلزم پرداخت هزینه باشد، تعریف می‌کند. اما در این میان تبلیغی اثر بخش است که بتواند توجه مخاطب را جلب کرده، تأثیری خاطره‌انگیز داشته باشد و کنش خرید مخاطبان را تحریک نموده و دریافت حسی مخاطبان را بیدار نماید(پورکریمی، ۱۳۸۱، ۶۵) .

 

بدین منظور استفاده از مجموعه عواملی لازم است که بتوانند حس و ادراک مخاطبان را تحت تأثیر قرار دهند و به اهداف مورد انتظار تبلیغ تحقق بخشند. اثر بخشی تبلیغات تجاری در یک الگوی علمی مشخص با توجه به اهداف تبلیغاتی تبیین می‌گردد و درجه یا میزانی که دهنده سفارش به هدف‌های مورد نظر خود دست می‌یابد و دارای فرایند برنامه‌ریزی مشخص و مرحله‌ای تحقیقاتی شامل: تعیین اهداف، تخصیص بودجه، تصمیم‌گیری راجع به پیام و رسانه و مقایسه با اهداف از پیش تعیین شده باشد. چنانچه تمام مراحل به درستی طی شود میزان اثر بخشی تبلیغات تا حد قابل ملاحظه‌ای افزایش خواهد یافت ( پورغفاری لاهیجی، ۱۳۸۳، ۸۰).

 

همه روزه تبلیغات وسیعی از سوی شرکت‌ها صورت می‌گیرد و همین امر باعث شده است که تأثیر تبلیغات بر افراد کم شده و افراد به صورت انتخابی توجه نمایند. در این شرایط شرکت‌ها باید تلاش و هزینه بسیاری را جهت جذب مخاطبین خود به تبلیغات مبذول دارند. یکی از راه­های جذب مخاطبان استفاده از رسانه های جدید از جمله اینترنت است. امروزه نمی‌توان تأثیر فن آوری اطلاعات و بالاخص اینترنت را بر زندگی افراد نادیده گرفت (اسفیدانی، ۱۳۸۵، ۲۰).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:35:00 ق.ظ ]




 

اهداف پژوهش:

 

هدف کلی :

 

    • بررسی تاثیر طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر هوش­ میان فردی کودکان

 

اهداف فرعی:

 

    • تعیین تاثیر طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر توانایی همکاری با ‌گروه‌های مختلف در کودکان.

 

    • تعیین تاثیر طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر توانایی همدلی دیگران در کودکان

 

  • تعیین تاثیر طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر توانایی تشخیص مقاصد دیگران در کودکان

 

فرضیه های پژوهش:

 

فرضیه اصلی:

 

  • طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر هوش­ میان فردی کودکان تاثیر دارد

 

فرضیه ­های فرعی:

 

    • طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر توانایی همکاری با ‌گروه‌های مختلف در کودکان تاثیر دارد.

 

    • طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر توانایی درک همدلی در کودکان تاثیر دارد.

 

  • طراحی آموزشی مبتنی بر بازی بر توانایی تشخیص مقاصد دیگران در کودکان تاثیر دارد.

 

تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها:

 

تعاریف مفهومی :

 

      • هوش میان­فردی[۱۶]: “این هوش از طریق تعامل با دیگران تحریک می­ شود.دانش­آموزانی که در این هوش قوی هستند اغلب نیازمند همکاری و مشارکتند تا یادگیری را برای خود معنادارکنند”.(مکنزی، ۲۰۰۵/۱۳۹۱، ۱۱)

 

    • بازی[۱۷]:هارلوک در تعریف بازی می­نویسد”بازی عبارت است از هر گونه فعالیتی که برای تفریح وخوشی،و بدون توجه به نتیجه نهایی،صورت ‌می‌گیرد. انسان به طور داوطلبانه ‌به این فعالیت می ­پردازد و هیچ نیروی خارجی یا اجباری در آن دخیل نیست”.(خزاعی و خزاعی،۱۱،۱۳۹۲)

 

  • طراحی آموزشی[۱۸]:طراحی آموزشی را ‌می‌توان تهیه نقشه­ای مشخص درمورد چگونگی دستیابی به هدف­های آموزشی تعریف کرد.به عبارت دیگر هرگاه برای دستیابی به یک سلسله از دانش­ها و مهارت ­ها به عنوان هدف­های آموزشی مجموعه ­ای از فعالیت­ها و روش­های آموزشی، قبل از تحقق آموزشی، پیش ­بینی و تنظیم گردد،در واقع طراحی آموزشی انجام شده است. ‌بنابرین‏ طراحی آموزشی را ‌می‌توان تجویز یا پیش ­بینی روش­های مطلوب آموزشی برای نیل به تغییرات مورد نظر در دانش­ها، مهارت ­ها و عواطف شاگردان دانست(رایگلوث،۱۹۸۳،به نقل از شیرعلی­پور،۱۳۸۶)

همدلی[۱۹]: یعنی خود را جای دیگران گذاشتن و از دریچه چشم آن ها به موضوع نگریستن، مانند آن ها احساس کردن و اندیشیدن، یکی از زیباترین تعاریف همدلی تعریف دانیل گلمن [۲۰]در کتاب هوش عاطفی است، وی معتقد است توان گفتگو با دیگران یعنی بهره­ مندی از هوش عاطفی بیش از بهره هوشی در موفقیت سهیم است(دهقان­پور،۱۳۸۹، ۱۵۲)

 

تشخیص مقاصد[۲۱]: عبارت است از توانایی آگاهی، درک و فهم مقاصد و انگیزه دیگران و درک اینکه آن ها چرا،چگونه و چه چیزی را این­گونه ‌به این طریق احساس ‌می‌کنند وانجام می­ دهند،است (اسماعیلی ،۱۳۸۳).

 

  • همکاری: دوشه[۲۲] (۱۹۴۹) همکاری را اینگونه تعریف ‌کرده‌است: موقعیتی که درآن یک فرد می ­تواند به ناحیه هدف وارد شود…تنها اگر همه افراد(دیگر)نیز بتوانند به نواحی هدف وارد شوند.(رضایی­فرد،۱۳۷۶)

 

تعاریف عملیاتی:

 

    • طراحی آموزشی: طراحی و تولید مواد آموزشی ویادگیری در قالب بازی برای آموزش محتوا و مهارت­ های مورد نظر، در کلاس درس با کمک معلم و تکنولوژیست آموزشی.

 

    • بازی:آموزش محتوای مورد نظر و یادگیری در خلال انجام فعالیت­های مفرح و سرگرم کننده که توسط پژوهشگر طراحی شده است.

 

    • هوش میان­فردی: هوش میان­فردی بر اساس پاسخ فراگیران به پرسشنامه محقق ساخته و همچنین ثبت رفتارها توسط پژوهشگر با بهره گرفتن از مشاهده و مصاحبه سنجیده می­ شود.

 

    • همدلی : همدلی بر اساس پاسخ فراگیران به ۹ سوال از پرسشنامه محقق ساخته و همچنین ثبت رفتارها توسط پژوهشگر با بهره گرفتن از مشاهده و مصاحبه سنجیده می­ شود.

 

    • همکاری: همکاری بر اساس پاسخ فراگیران به ۶ سوال از پرسشنامه محقق ساخته و همچنین ثبت رفتارها توسط پژوهشگر با بهره گرفتن از مشاهده و مصاحبه سنجیده می­ شود.

 

  • تشخیص مقاصد: تشخیص مقاصد بر اساس پاسخ فراگیران به ۷ سوال از پرسشنامه محقق ساخته و همچنین ثبت رفتارها توسط پژوهشگر با بهره گرفتن از مشاهده و مصاحبه سنجیده می­ شود.

 

مدل مفهومی پژوهش:

 

تشخیص مقاصد

 

همدلی

 

طراحی آموزشی

 

بازی

 

میان­فردی

 

همکاری

 

طبیعت­گرا

 

منطقی

 

درون فردی

 

کلامی

 

دیداری

 

موسیقیایی

 

جنبشی

 

فصل دوم :
ادبیات و پیشینه پژوهش

 

 

 

مقدمه:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:20:00 ق.ظ ]




 

الف ـ تأثیر لابی گری ‌گروه‌های ذینفع بر نمایندگان پارلمان

 

در مسائل و موضوعات مختلفی که ممکن است در سطح جامعه پیش آید، علاوه بر تأثیر احزاب و عوامل وابسته به احزاب، ‌گروه‌های مختلفی از قبیل ‌گروه‌های فشار، ‌گروه‌های ذینفع و یا نهادهای لابی کننده، ایفای نقش می‌کنند.

 

در این مسیر، پشتیبانی و حمایت نمایندگان پارلمان، از اهمیت زیادی برخوردار می‌باشد. زیرا نمایندگان پارلمان توانایی این را دارند تا فعالیت‌ها، طرحها و نقشه های این گروه ها را از نظر سیاسی اولویت بندی کرده و در مسیری قانونی و عاقلانه به پیش ببرند. در این راستا، افراد حوزه های انتخاباتی در قالب ‌گروه‌های فشار، ذینفع و … در تالار نشیمن مرکزی در پارلمان با نمایندگان ملاقات می‌کردند و تلاش این افراد در جهت تأثیرگذاری بر نمایندگان پارلمان، لابی کردن[۷۴] نام گرفت.

 

شیوه نوین امروزین لابی کردن به طور کلی متوجه دولت و ناظر به فعالیت‌های دولت است و کمتر ناظر بر فعالیت‌های پارلمانی و نمایندگان پارلمان می‌باشد. با وجود این، ‌گروه‌های فشار تصورشان بر این است که اگر نماینده و یا نمایندگانی که مدافع آنانند و از درخواستهای آنان پشتیبانی می‌کنند، وجود داشته باشند، برای آنان از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است و ‌بنابرین‏ حداکثر استفاده را از ابزارهای پارلمانی می نمایند.

 

ب ـ طرق انتخاب نماینده برای لابی کردن

 

‌گروه‌های لابی کننده بواسطه دیدگاه ها و با عنایت به نقطه نظرات و دیدگاه های مختلف نمایندگان پارلمان، طرفداران پارلمانی خود را گزینش نمایند. در مواردی هم که نمایندگان پارلمان جدید ناشناخته هستند، ‌گروه‌های لابی گر راجع به نقطه نظرات و دیدگاه های آن ها از آن ها و نیز حزب وطریق سخنرانی های آن ها، سابقه رأی[۷۵] کمیته های حزبی که آن ها در آن عضو می‌باشند، بررسی ها و مطالعاتی را انجام دهند.

 

ج ـ نحوه عملکرد و نقش لابی کنندگان در تصویب قوانین

 

لابی کنندگان پس از آنکه نماینده یا نمایندگان هم رأی و موافق خود را در پارلمان شناسایی کردند، درصدد برمی آیند تا حتی الامکان خواسته های خود را به وی تفهیم نموده و تأثیر خود را از طریق نمایندگان موافق بر کل فضای پارلمان بگذارند و اتفاقاً در این قضیه تا حدود زیادی هم موفق عمل کرده‌اند. برای مثال، فعالیت گروه لابی انجمن مصرف کنندگان[۷۶] منجر به تصویب قانون شرایط ناعادلانه[۷۷] در سال ۱۹۷۷ گردید.

 

نمایندگان پارلمان در پیشبرد اهداف ‌گروه‌های لابی از اهمیت بالایی برخوردارند و متقابلاً ‌گروه‌های لابی هم منبع اطلاعاتی و مالی مناسبی برای نمایندگان محسوب می‌شوند. اکثر نمایندگان پارلمان جهت کسب اطلاعات و اخبار موثق در خصوص موضوعات و مسائل مورد علاقه متکی به ‌گروه‌های فشار و ‌گروه‌های ذینفع هستند.

 

اتحادیه صنایع بریتانیا از این قبیل گروه ها محسوب می شود. این گروه ها با بهره گیری از روش ارائه اطلاعات، سعی در هدایت دیدگاه ها و تأثیرگذاری بر مباحثات و مذاکرات پارلمانی دارند.

 

از آنجایی که در مجلس اعیان هم کلیه مراحلی که برای تصویب یک قانون در مجلس عوام طی می شود، در این مجلس هم ضروری است، نفوذ لابی کننده ها(‌گروه‌های فشار و ذینفع) به عنوان ‌گروه‌های مشاور پارلمانی در این مجلس هم محسوس است و افزایش چشمگیر در لابی کردن از اواخر دهه ۱۹۷۰ نشانگر احیاء نفوذ مجلس اعیان در سال‌های اخیر است. برخی از لابی کنندگان از طریق ارسال نامه و حتی ایمیل به نمایندگان و ارسال مدارک و اسنادی که در کمیسیون ها از سندیت و اعتبار لازم برخوردار است، تلاش
می‌کنند تا در پیش نویس طرحها و لوایح تقدیمی به پارلمان اصلاحاتی را انجام دهند.

 

د ـ موانع موجود در لابی کردن

 

با توجه به اینکه لابی کردن با نمایندگان پارلمان از جمله ابزارها و عوامل برون حزبی مؤثر بر نمایندگان به شمار می رود، وفاداری حزبی و به عبارت دیگر، وجود انضباط حزبی در بین نمایندگان پارلمان یکی از موانع عمده و جدی بر سر راه لابی کنندگان (عوامل برون حزبی) می‌باشد.

 

از سوی دیگر بسیاری از نمایندگان پارلمان ممکن است از سوی اتحادیه های کارگری و ‌گروه‌های انتفاعی، ‌گروه‌های فشار و … در انتخابات و بویژه در تقبل هزینه انتخاباتی آنان نقش بارزی داشته باشند و با وابستگی نمایندگان ‌به این گروه ها بیم آن می رود که نماینده بی طرفی خود را از دست داده و به عاملی تبدیل شود که اهداف و نقشه های حامیانش را در پارلمان بجای خواسته های حوزه انتخابیه و اهداف حزبی دنبال نماید. در این راستا قوانین متعددی تصویب شده است تا فشار لابی کنندگان را کاهش دهند. برای مثال قطعنامه ای در سال ۱۸۵۸ مقرر کرد که مطرح نمودن موضوعی از جانب نماینده یا نمایندگان در ازای دریافت پول در پارلمان به هیچ وجه جائز نیست؛ حتی اگر پول دریافتی در ازای یک مسأله با ارزش مانند امور خیریه باشد. قطعنامه دیگری در سال ۱۹۶۵ مقرر داشت که دریافت پول و یا پرداخت آن به یک نماینده برای طرح یک مسأله و یا موضوع در پارلمان “جرم شدید” تلقی می‌گردد.

 

با این اوصاف به نظر می‌رسد ‌گروه‌های ذینفع و به طور کلی نهادهای مدنی در فرایند قانونگذاری نقش مستقیمی ندارند و قانون‌گذار در برخی از نظام های پارلمانی به حدی وسواس داشته که تشکیل فراکسیون ها و گروه ها را بر اساس منافع خاص، حرفه ای و … در مجلس ممنوع اعلام ‌کرده‌است. لکن همان طور که قبلاً هم اشاره کردیم، ‌گروه‌های لابی در کشف مسائل مبتلا به و اطلاع رسانی مفید و مؤثر به نمایندگان پارلمان دارای نقش اساسی هستند. ایفای نقش مذبور از دو راه میسر است:

 

حالت اول آن است که پارلمان و نهادهای زیر مجموعه پارلمان، از نهادهای مدنی و ‌گروه‌های لابی درخواست می‌کنند که همکاری لازم را با پارلمان از طریق ارائه نقطه نظرات خود را در خصوص طرح یا لایحه ای به طور شفاف و با ارائه اسناد و مدارک لازم بیان نمایند. به طور مثال در قضیه لایحه جنجالی مربوط به سقط جنین اختیاری در فرانسه، نظام صنفی قضات، کانون وکلا، نظام پزشکی و … از جمله نهادهایی بودند که نظرات خود را اعلام نمودند.

 

در حالت دوم، ممکن است در مواردی ‌گروه‌های لابی از طریق برقراری ارتباط و به واسطه مذاکره با نمایندگان، نظر آن ها را جهت ارائه طرح در موضوعی خاص جلب نمایند. مثال بارز در این مورد، استناد “پیر للوش” به اطلاعات و نظرات شورای نمایندگی نهادهای یهودی در طرح خود راجع به تشدید مجازات جرائم نژادپرستانه و ضد یهودی است. در حالت کلی نقش لابی ها در نظام های پارلمانی به لحاظ انضباط بین احزاب و روند حزب سالاری در این نظام حکومتی خیلی چشمگیر نیست و صرفاً به عنوان منابع اطلاعاتی و تغذیه کننده مالی نمایندگان پارلمان به شمار می‌روند؛ لکن در ایالات متحده آمریکا با توجه به وابستگی اندک اتحادیه ها و اصناف مختلف جامعه به احزاب سیاسی، شاهد نفوذ چشمگیر لابی گری در جامعه آمریکا و افزایش قابل توجه آن در سال‌های اخیر هستیم. در بین لابی های مختلفی که در آمریکا فعالند، لابی های یهودی قدرتمندترین لابی ها هستند و تقریباً تمامی رؤسای جمهوری آمریکا چه در مبارزات انتخاباتی و چه در اتخاذ سیاست‌های بعد از انتخابات و حتی کنگره این کشور تلاش مستمر دارند تا نظر این لابی ها را تأمین نمایند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1401-09-19] [ 06:21:00 ب.ظ ]




 

بر این اساس گاردنر[۱۲](۱۹۸۳) با به کارگیری نتایج مشاهدات خود و نیز حوزه های دیگر همچون انسان شناسی، روان شناسی، فیزیولوژی، علوم شناختی و همچنین زندگی نامه ی افراد استثنایی ‌به این نتیجه رسید که حداقل هشت نوع هوش مختلف وجود دارد. انواع هوش در طبقه بندی وی عبارتند از: هوش منطقی- ریاضی، هوش کلامی، هوش دیداری- فضایی، هوش موسیقیایی، هوش حرکتی- جنبشی، هوش بین فردی(اجتماعی)، هوش درون فردی و هوش طبیعت گرایی. هر نوع هوش مشتمل بر بازه ای از توانایی هاست که مربوط به حل مشکلات و پرورش ثمرات فرهنگی است(نوری ،۱۳۸۵، مطلب زاده و منوچهری ،۱۳۸۸). به جز ضریب هوشی که در واقع همان هوش منطقی است، عوامل دیگری در موفقیت افراد و سازمان ها تأثیر دارد. دانشمندان ‌در مورد تأثیر ضریب هوشی معتقدند، که اگر چه بهره هوشی تعیین کننده پیشرفت های علمی و موفقیت های حرفه ای است، ولی سهم آن در موفقیت تنها حدود بیست درصد است. تلاش برای شناسایی سایر عوامل مؤثر بر موفقیت حرفه ای موجب ورود واژه جدید هوش فرهنگی به عرصه مدیریت شد.

 

گیج و برادلینس سه دسته عناصر مشترک مورد توافق پژوهشگران را بدین صورت آورده اند:

 

۱- توانایی پرداختن به امور انتزاعی.۲- توانایی حل مسأله. ۳- توانایی آموختن. (برندک ،۶۶:۱۳۸۶)

 

مورفی[۱۳](۲۰۰۲) نشان داد که هوش های چند گانه ای برای موفقیت مدیران مورد نیاز است. وی با بیان این نکته که، هوش سازه ای چند بعدی است و شامل انواع مختلفی می‌باشد، تلاش نمود هوش های چند گانه ای را برای رهبران معرفی نماید.تقسیم بندی هوش توسط وی بدین صورت می‌باشد:

 

هوش شفاهی/ منطقی، که با تست هایIQ[14] قابل اندازه گیری است(هوش تحلیلی).

 

هوش عاطفی[۱۵]، که در دهه های گذشته به عنوان مهم ترین عامل موفقیت مدیران مطرح بوده است و با تست های [۱۶] EQسنجیده می شود.

 

هوش فرهنگی[۱۷]، که نشان دهنده توانایی افراد در مواجهه مؤثر با جنبه‌های فرهنگی محیط می‌باشد و با تست های CQ [۱۸] قابل سنجش است(مقدمی به نقل از آلون وهایگینز،۱۵،۱۳۸۳،۲۰۰۵-۱۴).

 

نظریه های متعددی در رابطه با هوش مطرح شده اند که هر یک در موضع خود قابل طرح و بررسی اند. در این میان، می توان به نظریه های عاملی (ماننداسپیرمن[۱۹]، ثورندایک [۲۰]، گیلفورد[۲۱]، ترستون[۲۲]، ورنون [۲۳]و کتل[۲۴])، نظریه های شناختی (مانند نظریه پیاژه، کارول[۲۵]، استرنبرگ[۲۶]و گاردنر [۲۷])، نظریه های زیست شناختی( مانند نظریه هب [۲۸]و لوریا [۲۹] ) و نظریات کلی دیگری چون نظریه هوش موفقیت آمیز(استرنبرگ ) و هوش صحیح( پرکینز[۳۰] ) اشاره کرد.

 

در برخی از نظریه های جدید، هوش عاطفی را از اجزای هوش اجتماعی دانسته اند(نیک بخت،۳۶:۱۳۸۴). و جالب اینکه، گاهی نیز هوش اجتماعی را جنبه مهمی از هوش عاطفی دانسته اند. البته هوش اجتماعی می‌تواند در ایده هوش فرهنگی نیز راهنمای مسیر باشد.

 

۲-۲ فرهنگ

 

فرهنگ ارزش‌ها، ایده ها، نگرش ها و نمادهای آگاهانه و ناآگاهانه ای است که رفتار انسان را شکل می‌دهد و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. واژه فرهنگ همواره منبع سوء تعبیر و اختلاف بوده است. مردم شناسان، فرهنگ را شیوه های زندگی که توسط گروهی از مردم ایجاد می شود و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود؛ می دانند. آنچه در تمام تعاریف فرهنگ مشترک می‌باشد، آن است که فرهنگ قوانین نانوشته ای است که در بیشتر مواقع به راحتی قابل مشاهده نیست و همین امر کار مدیران را در برقراری ارتباط مؤثر مشکل می‌کند. با وجود اینکه افزایش ارتباطات تعدادی از گرایشات ملی مانند رنگ، لباس، موسیقی و حتی غذا و نوشیدنی ها را تا حد زیادی مشابه ‌کرده‌است، و حتی عده ای معتقدند که جهان به سمت نوعی همگون سازی پیش می رود؛ در سمت دیگر گروهی معتقدند که جهان نه تنها به سمت همگون سازی پیش نمی رود، بلکه به سمتی حرکت می‌کنیم که تضاد، تنوع و گونه های مختلف در آن وجود خواهد داشت.

 

مفهوم فرهنگ در مباحث آکادمیک در طی ۲۵ سال اخیر بسیار مورد توجه و بحث قرار گرفته است. تعریف اولیه فرهنگ عبارت است از کل پیچیده ای شامل دانش، باور، هنر، اخلاقیات، قانون، رسوم و دیگر قابلیت ها وعاداتی که انسان به عنوان یک عضو جامعه به دست آورده است. صاحب نظران بعدی بیش از ۳۰۰ تعریف را برای فرهنگ شناسایی کرده‌اند.

 

در بیشتر این تعاریف به فرهنگ به عنوان سرمایه و دارایی های اجتماعی نظر دارند(آینکینز، اتال،[۳۱]۷،۱۹۶۹). فرهنگ را می توان آموخت. فرهنگ می‌تواند بازتاب الگوهای فکری، نحوه ابراز احساسات، اعمال( هریس [۳۲]،۲۲،۱۹۸۷)، عکس العمل ها(کلوک هان[۳۳]،۸۶،۱۹۵۱)، ارزش ها و ایده های دیگر نظام های معنی دار نمادین باشد. فرهنگ معرف سازمان‌های مشترک انگیزشی در میان اعضای جامعه است .

 

ادوارت برنت تیلور[۳۴] انسان شناس مشهور بریتانیایی در تعریف مشهور خود از فرهنگ این مفهوم را با تمدن مترادف می‌گیرد و در ارتباط با هم به کار می‌برد. تیلور فرهنگ را چنین تعریف می‌کند: فرهنگ یا تمدن، به مفهوم وسیع کلمه در قوم شناسی مجموعه ی پیچیده ای از شناخت، باورها، هنرها، اخلاق، آداب و رسوم و دیگر قابلیت ها یا عاداتی را در بر می‌گیرد که انسان‌ها به عنوان عضو جامعه کسب می‌کند. تعریف خوب دیگری توسط دانشمند علوم اجتماعی گیرت هافستد[۳۵] ارائه شد، فرهنگ از برنامه های ذهنی مشترکی تشکیل شده که پاسخهای افراد به محیطشان را مشروط می کند. این تعریف صریحا بیانگر امکان مشاهده فرهنگ در رفتار روزانه و نحوه واکنش افراد به محیط است. فرهنگ فقط رفتار ظاهری نیست، بلکه در عمق وجود هر یک از ما حکاکی شده است. بر اساس تعاریف گیرت هافستد در سال ۱۹۹۱ شکل زیر را ایجاد می کند.(شکل شماره۲-۱)

 

ارثی و اکتسابی خاص افراد

 

اکتسابی خاص گروه

 

زیست شناختی جهانی

 

    • پایین ترین سطح، ذات بشر، بر مبنای واکنش های زیست شناختی مشترک مثل گرسنگی، میل جنسی، قلمرو گرایی و تولید نسل است که همه ابنای بشر در آن مشترک هستند.

 

    • بالاترین سطح، شخصیت، بر مبنای ترکیب ژنتیکی خاص و تجارب شخصی است که هر یک از ما را به وجود منحصر به فردی تبدیل می‌کند.

 

  • سطح میانی فرهنگ بر اساس تجارب مشترکی است که افراد آن را با گروه خاصی از مردم اطراف خویش سهیم هستند. ارزش های فرهنگی، نگرش ها و رفتار، به ما چیزی را ارائه می‌دهد که در آن با گروه مشخصی از مردم، ولی نه همه آن ها، شریک هستیم. این گروه می‌تواند آن قدر عظیم باشد که جمعیت یک کشور را پوشش دهد. مثل فرهنگ ژاپنی، یا بسیار کوچک باشد.

در سال‌های اخیر، بسیاری از سازمان‌های تجاری به قدرت فرهنگ در شکل دهی ارزش‌ها و اقدامات افراد پی برده اند و برای بنا نهادن فرهنگ های سازمانی که فعالیت های اعضای مختلف را به ارزش‌ها و موضوعات مشترکی مثل خدمت به مشتری یا تعالی پیوند می زند، سخت کوشیده اند.

 

۲-۳ مشخصه‌ های فرهنگ

 

برخی مشخصه‌ های اساسی وجود دارد که ‌در مورد هر فرهنگی صدق می‌کند:

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:58:00 ب.ظ ]




 

تحقیقات خارجی

 

تحقیقات گسترده‌ای در این زمینه طی دو دهه گذشته و به شکل‌های متفاوت انجام شده است، که در متن تحقیق به طور مفصل به آن‌ ها اشاره خواهد شد. به طور کلی، بیشترین تلاش در زمینه بررسی این پدیده‌ها و پاسخ به ابهامات این زمینه طی ده سال اخیر و در حیطه رویکردهای شناختی صورت گرفته است. تحقیقات زیادی به اثربخش بودن درمان شناختی رفتاری بر اضطراب تأکید کرده‌اند. از آن جمله می‌توان به نتایج تحقیقات دیکن و آبرامویچ[۳۰۷]، ۲۰۰۴؛ هادسون[۳۰۸] و همکاران، ۲۰۱۵؛ رینگل[۳۰۹] و همکاران، ۲۰۱۵؛ نادیو[۳۱۰] و همکاران، ۲۰۱۵؛ کالئو[۳۱۱] و همکاران، ۲۰۱۵؛ نورتون و پرایس[۳۱۲]، ۲۰۰۷؛ مک گیر[۳۱۳] و همکاران، ۲۰۱۵؛ کوردا[۳۱۴] و همکاران، ۲۰۱۳ اشاره کرد.

 

آلبانو و همکاران (۱۹۹۵) تحقیقی را تحت عنوان “درمان گروهی شناختی ـ رفتاری هراس اجتماعی در نوجوانان” انجام دادند. ۵ نوجوان مبتلا به هراس اجتماعی در ۱۶ جلسه تحت درمان قرار گرفتند. درمان شامل آموزش مهارت‌ها (مهارت‌های اجتماعی، حل مسئله، جرئت‌آموزی، بازسازی شناختی ـ رفتاری، مواجهه رفتاری[۳۱۵] و تکلیف خانگی[۳۱۶] بود. اندازه های به دست آمده از برگه خودسنجی که در طی درمان از بیماران اخذ شده، در یک پیگیری یک ساله نشان‌دهنده پیشرفت قابل ملاحظه در زمینه اضطراب و افسردگی بود. مصاحبه های تشخیصی ساختاریافته[۳۱۷] یک سال پس از درمان، بهبودی کامل ۴ بیمار را تأیید کرد، اما یک بیمار بهبود نسبی نشان داد.

 

هیوز (۱۹۸۸) درمان‌های شناختی ـ رفتاری را که شامل راهنمایی‌کردن[۳۱۸]، الگوسازی، کنترل همایند[۳۱۹]، تمرین‌های منظم و روش‌های عقلایی ـ عاطفی را به عنوان یک روش خود کنترلی برای تشخیص شناخت‌های ناسازگارانه که منجر به فشارهای هیجانی می‌شود، اجزایی مهم در مداخله‌های درمانی افراد مبتلا به هراس اجتماعی می‌داند.

 

گیست[۳۲۰] و همکاران در سال (۱۹۸۳)، این فرض را بررسی کردند که افرادی‌که در مقیاس اجتناب اجتماعی و اضطراب، نمره بالایی را می‌گیرند در اعتماد به خود، نیاز به پیوستگی، نیاز به تغییر و نیاز به سلطه‌گری نمره پایین می‌گیرند و در نیاز به احترام گذاشتن به دیگران نمره بالایی می‌گیرند. ۲۸۹ دانشجو در مقیاس اجتناب اجتماعی تفاوت مهمی را نشان دادند و فرضیه تأیید شد. افرادی که در تعاملات اجتماعی دچار اضطراب می‌شوند احتمالاً کمتر به خود اعتماد دارند و نیاز کمتری را برای پیوستگی[۳۲۱]، تغییر[۳۲۲] و سلطه‌جویی[۳۲۳] نشان می‌دهند، در حالی که آن‌ ها نیاز شدیدی به قضاوت و نظر دیگران دارند. این افراد ممکن است برای به دست آوردن پذیرش اجتماعی و جبران جدایی اجتماعی شان به دیگران احترام بگذارند (به نقل از سالکووسکیس و همکاران، ۱۹۹۵).

 

در تحقیق دیگری ‌که به وسیله کیتزمن[۳۲۴] و همکاران (۱۹۹۰) انجام‌گرفت نیز نتایج مشابهی ‌به دست آمد. افراد که در مقیاس اجتناب اجتماعی و اضطراب نمره بالایی را گرفتند، در اعتماد به خود نمره پایینی کسب کردند. افرادی که در تعاملات اجتماعی مضطرب و نگران می‌شوند، احتمالاً کمتر به خود اعتماد دارند و نیاز کمتری را برای پیوستگی، تغییر و سلطه‌جویی نشان می‌دهند.

 

در تحقیق دیگری ۳۹ مرد و ۵۷ زن کلاس دهم به دو گروه کمرو و غیرکمرو (بر اساس گزارش‌های خود آن‌ ها) تقسیم شدند. نتایج حاکی از آن بود که آزمودنی‌های کمرو در تنهایی، کمرویی در موفقیت‌های تحصیلی و پیدا کردن دوست، کمرویی ‌در مورد جنس مخالف و این عقیده که واکنش‌های کمرویی به وسیله دیگران مورد توجه قرار می‌گیرد به طور قابل ملاحظه‌ای خود سنجی منفی بیشتری را داشتند (بک، ۱۹۶۷؛ به نقل ازقرچه داغی، ۱۳۶۹).

 

همچنین، تحقیق دیگری که پاول و انرایت[۳۲۵] (۱۹۸۸) انجام دادند ‌به این نتیجه رسید که عوارضی که هراس اجتماعی بر انسان بر جای می‌گذارد، از بدکاری خفیف تا آسیب شغلی، تحصیلی و اجتماعی شدید در نوسان است. بدکاری شدید معمولاً در زیر گروه هراس اجتماعی فراگیرتر است (به نقل از توزنده‌جانی، ۱۳۷۶).

 

بر اساس گزارش ترنر و همکاران (۱۹۸۶)، هشتاد و پنج درصد بیماران وسواسی از لحاظ عملکرد مدرسه و تحصیلی دچار آسیب دیدگی شده بودند و ۹۵ درصد آنان آسیب شغلی معنی‌داری و ۶۹ درصد آنان آسیب عملکرد اجتماعی کلی و فراگیر داشتند و نیمی از افراد مجرد مبتلا ‌به این اختلال از لحاظ عملکرد اجتماعی متناسب با جنسیت دچار محدودیت بودند (هرمن و بلاست[۳۲۶]، به نقل از خدایاری، ۱۳۸۵).

 

فوآ[۳۲۷] و همکاران (۱۹۸۹) در تحقیقی نتیجه گرفتند که افراد دچار وسواس فکری و عملی کلمه‌های مربوط به ترس‌های خود را پیش از کلمه‌های خنثی در یک پیام غیر توجه یافته ردیابی می‌کنند.

 

آل‌علی[۳۲۸] و همکاران (۲۰۱۱) طی تحقیقی به بررسی ارتباط اضطراب اجتماعی با مهارت‌های اجتماعی، پرخاشگری[۳۲۹] و استرس در دانش‌آموزان دختر و پسر پرداختند. هدف از این تحقیق، تعیین تفاوت بین دانش‌آموزان دختر و پسر از نظر اضطراب اجتماعی، مهارت‌های اجتماعی، پرخاشگری و استرس و تعیین همبستگی بین اضطراب اجتماعی، مهارت‌های اجتماعی و استرس بود. این تحقیق همچنین تلاشی برای تعیین بهترین عوامل پیش‌بینی‌کننده در اضطراب نوجوانان است. نتیجه این تحقیق نشان داد که بین دانش‌آموزان دختر و پسر ‌در مورد همه‌ متغیرها به جز مهارت‌های اجتماعی تفاوت معناداری وجود دارد.

 

احمد و وسترا[۳۳۰] (۲۰۰۹) تحقیقی را تحت عنوان تأثیر شناخت درمانی بر روی انتظار و ضرورت درمان شناختی- رفتاری بر اضطراب اجتماعی انجام دادند. در این تحقیق فنون شناختی- رفتاری ‌در مورد اضطراب اجتماعی از طریق نوار ویدیوئی توسط درمانگر بر روی ۷۷ دانشجوی دوره لیسانس مبتلا به اضطراب اجتماعی ارائه شد. نتایج نشان دهنده افزایش قابل توجهی در کارایی افراد ‌در مورد تعبیر اضطراب، اطمینان در رفتار و کنترل رفتار را نشان داد.

 

تحقیقات فنسترهایم[۳۳۱] و هربرت (۱۹۷۳)؛ و رأس و ونکویس ریلد[۳۳۲] (۲۰۰۸) نیز حاکی از اثربخشی درمان‌های شناختی ـ رفتاری و مداخله‌های فراشناختی در درمان اختلال‌های اضطرابی و به ویژه اختلال هراس اجتماعی می‌باشد.

 

نتایج تحقیقات تورنر[۳۳۳] و همکاران (۲۰۰۸) اثربخشی روش حساسیت‌زدایی ‌تدریجی در کاهش اضطراب و هراس اجتماعی را تأیید می‌کند.

 

امیلکامپ و همکاران[۳۳۴] (۲۰۰۸) در تحقیقی نشان دادند جایگزینی درمان‌های شناختی ـ رفتاری و تداوم جلسات پیگیری، راه پیشگیری از عود مجدد این بیماری در نظر گرفته می‌شود. بازگشت علایم بیماری تحت تأثیر عوامل آ‌شکارساز از جمله مواردی است که در درمان اختلال هراس اجتماعی مهم تلقی می‌شود.

 

هویر[۳۳۵] و همکاران (۲۰۰۸) تحقیقی را روی ۵۱۲ نفر از بیماران مبتلا به اختلال هراس به طور تصادفی انجام دادند. در این تحقیق از روش CBT [۳۳۶] برای درمان هراس اجتماعی استفاده شد و روی ۲۰ نفر از افراد، هم پارامترهای روانی و هم درمان بیولوژیک انجام شد، نتیجه درمان بهتر شد و نتیجه گرفته شد که برای درمان هراس اجتماعی این بسته درمانی لازم است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:26:00 ب.ظ ]




 

(۳-۳)

 

J تعداد زیرمجموعه سوال‌های پرسشنامه یا آزمون

 

واریانس زیر آزمون

 

واریانس کل آزمون

 

از آنجایی که آلفای کرونباخ معمولاً شاخص کاملاً مناسبی برای سنجش قابلیت اعتماد ابزار اندازه‌گیری و هماهنگی درونی میان عناصر آن است (خاکی، ۱۳۸۷ ۲۹۹-۲۹۷).

 

‌بنابرین‏ قابلیت اعتماد پرسشنامه مورداستفاده در این تحقیق به کمک آلفای کرونباخ ارزیابی شده است.

 

جدول ۳-۱ ضرایب آلفای کرونباخ برای متغیرهای تحقیق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ردیف سرفصل سوالات ضریب آلفا ۱ تاثیر تعداد کم پروازهای بین‌المللی در صنعت هوایی و جذب گردشگران مذهبی خارجی ۷۶۰۱/۰ ۲ تاثیر پروازهای مدرن‌تر وایمن‌تر بر افزایش جذب گردشگران خارجی ۷۴۲۳/۰ ۳ تاثیر توسعه حمل و نقل هوایی شهر مشهد برکسب منافع اقتصادی- فرهنگی توصیفی

با توجه به مناسب بودن ضرایب آلفا اعتبار درونی تأیید می‌شود.

 

۳-۱۱- آزمون فرض نرمال بودن متغیرها

 

قبل از تعیین نوع آزمون مورد استفاده به خصوص در آزمون های مقایسه‌ای لازم است از نرمال بودن متغیر‌ها مطمئن شویم.

 

جدول۳-۲ آزمون کولوموگروف اسمیرنف متغیر های اصلی تحقیق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ردیف متغیر‌های تحقیق آمار Z

 

کولموگروف-اسمیرنف

سطح معنی‌داری نتیجه ۱ تاثیر تعداد کم پروازهای بین‌المللی در صنعت هوایی و جذب گردشگران مذهبی خارجی ۷۸۷/۵ ۰۰۰۱/۰ غیر نرمال ۲ تاثیر پروازهای مدرن‌تر و ایمن‌تر می‌تواند بر افزایش جذب گردشگران خارجی ۳۹۸/۴ ۰۰۰۱/۰ غیر نرمال ۳ تاثیر توسعه حمل و نقل هوایی شهر مشهد بر کسب منافع اقتصادی- فرهنگی —- —- توصیفی

نتیجه در صورتی که متغیر‌ها نرمال باشند، استفاده از آزمون های پارامتری توصیه می‌شود و در غیر این صورت استفاده از آزمون‌های معادل غیر پارامتری مد نظر قرار خواهد گرفت. برای تعیین نرمال بودن متغیر‌ها بایستی سطح معنی‌داری بررسی شود، چون سطح معنی داری کلیه متغیرهای تحت بررسی از عدد ۰۵/۰ کمتر است لذا آن ها غیر نرمال می‌باشند.

 

۳-۱۰- روش‌های آماری

 

برای تجزیه و تحلیل داده ها در این تحقیق از دو روش آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده می‌شود. در بخش توصیفی، از جداول توزیع فراوانی و شاخص‌های مرکزی (میانگین) و پراکندگی (انحراف معیار) محاسبه می‌شود. همچنین نمودارهای مربوطه نیز رسم می‌گردد. در بخش آمار استنباطی با توجه به فرضیه های تدوین شده از آزمون کولوموگروف – اسمیرنف برای مشخص کردن توزیع متغیر‌ها و آزمون علامت یک نمونه‌ای برای پاسخ به فرضیه‌ها با کمک نرم افزار Spss استفاده می‌شود.

 

 

 

 

فصل چهارم: یافته های تحقیق

 

 

۴-۱- مقدمه

 

در این فصل به توصیف و تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصل از پرسش نامه‌ها می‌پردازیم. از آن جایی که هر پژوهش به دنبال اهداف خاص خود می‌باشد و رسیدن به آن اهداف می‌تواند موضوع پژوهش را توجیه نماید لذا، تجزیه و تحلیل آماری و بررسی یافته های تحقیق، محققان و پژوهشگران را به سوی شناخت بهتر هدایت و زمینه را برای پژوهش‌های بعدی آماده می‌سازد. برای این منظور در این فصل ضمن توصیف داده های آماری در زمینه‌های مختلف به تحلیل آماری داده ها، و آزمون فرضیه‌ها پرداخته شده است.

 

۴-۲- بخش اول‌ بررسی‌ پاسخ اعضاء نمونه به سوال‌های پرسشنامه

 

در هر پژوهشی آمار توصیفی و بررسی متغیرهای جمعیت‌شناختی یکی از بخش‌های مهم آن فرایند محسوب می‌شود که در جای خود از اهمیت قابل ملاحظه‌ای برخوردار است، لذا تحلیل این بخش از داده ها نیز در فرایند تحقیق و پژوهش مفید و مؤثر خواهد بود.

 

جنسیت پاسخ‌دهندگان

 

جدول ۴-۱ توزیع فراوانی وضعیت جنسیت پاسخ‌دهندگان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

وضعیت جنسیت فراوانی درصد مرد ۱۳۴ ۶۹/۸ زن ۴۳ ۲۲/۴ بی پاسخ ۱۵ ۷/۸ جمع ۱۹۲ ۱۰۰

همان‌ طور که از جدول ۴-۱۴ ملاحظه می‌گردد، جنسیت پاسخ‌دهندگان ۸/۶۹ درصد مرد، ۴/۲۲ درصد زن بوده است. ۸/۷ درصد ‌به این سوال پاسخ ندادند.

 

 

 

شکل ۴-۱- نمودار وضعیت جنسیت پاسخ‌دهندگان

 

    1. ۱- Janbest ↑

 

    1. ۱٫ Morgan, D.W ↑

 

    1. ۲٫ Krejcie , R. V ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:55:00 ب.ظ ]




دیه زن متوفی باید مطابق تبصره ۲ ماده ۴ قانون اصلاح قانون بیمه اجباری مسئولیت دارندگان وسایل نقلیه موتوری زمینی در مقابل اشخاص ثالث مصوب ۱۳۸۷ و تصویب نامه پرداخت خسارات بدنی بدون لحاظ جنسیت طبق تعرفه حق بیمه وسایل نقلیه موتوری زمینی مصوب ۲۹/۷۳/۱۳۸۷ هیئت وزیران پرداخت شود . ‌بنابرین‏ شرکت بیمه مکلف است دیه زن متوفی را به اندازه دیه کامل مرد مسلمان در ماه حرام پرداخت نماید ، در غیر این صورت دعوای مطالبه الباقی از بیمه گر قابل استماع است :ضمن آن که تخلف بیمه گر وفق ماده ۲۸ قانون فوق الذکر دارای ضمانت اجرای جریمه و یا حتی لغو پروانه توسط بیمه مرکزی ایران می‌باشد.

 

گفتار ۲ – چگونگی تقویم خسارت معنوی

 

در فصل اول ‌در مورد خسارات معنوی و انواع آن صحبت شد و بررسی لازم صورت گرفت . دین اسلام ، به عنوان کامل‌ترین دین الهی ، توجه ویژه ‌به این سرمایه معنوی و حقوق غیر مادی انسان ها دارد . آیات و روایات زیادی ‌در مورد حفظ حقوق انسان بیان شده است سیره ی علمی بزرگان دین اسلام ،خود دلیل بر توجه ویژه به حفظ معنوی و اجتماعی افراد است . قانون ‌ما نیز که برگرفته از منافع فقهی در تعالیم اسلامی است ، نسبت به ایراد زیان معنوی ، بی تفاوت نبوده است و آن را نفی ‌کرده‌است . دو نمونه از تحلیل فقهی مبتنی بر قواعد فقه برای اثبات جبران خسارت معنوی که میتوان به آن اشاره کرد :

 

    1. قاعده لاضرر در اثبات جبران خسارت معنوی است ،که اصلی ترین منبع برای جبران این دسته از خسارت است [۱۰۲] .

 

  1. قاعده ی نفی عسر و حرج است ، با استناده ‌به این قاعده روشن است که اگر خسارت مالی یا بدنی بر کسی وارد آورد و از عهده خسارت وارده بر نیاید او (زیان دیده ) در معرض ضیق و تنگی قرار داده است و از نظر شارع ممنوع است [۱۰۳].

الف- آسیب های جسمانی و ارتباط آن با خسارت معنوی

 

آسیب‌هایی که به یک فرد در یک حادثه وارد می شود علاوه بر آسیب های جسمی، آسیب های دیگر از جمله درد و رنج و تأملات روحی و عاطفی هزینه های سنگین در مان و….به فرد تحمیل می شود . اما بعضی حقوق دانان آسیب هایی که به جسم وارد می‌شوند مادی می دانند[۱۰۴].و بعضی دیگر از حقوق دانان خسارات معنوی را پذیرفته اند[۱۰۵].

 

باید بدانیم که هر آسیبی که به جسم یک انسان وارد می شود علاوه بر جنبه مادی می‌تواند جنبه معنوی هم باشد ، و طبق قواعد کلی حقوق باید این حق را برای زیان دیده قائل شویم که از هر دو جنبه ادعای (مطالبه خسارت کند . برای مثال جرم اسید پاشی که فرد علاوه بر هزینه درمان طولانی مدت (جنبه مادی) زیبایی خود را نیز از دست می‌دهد (جنبه معنوی ) ، پس باید برای این فرد این حق را در نظر بگیریم که از جنبه معنوی نیز مطالبه خسارت کند.

 

ب – نحوه محاسبه خسارات معنوی ناشی از صدمات جسمانی

 

ارز یابی و محاسبه خسارت‌های معنوی ناشی از آسیب جسمی یعنی دردها، از بین رفتن زیبایی ، از دست دادن قدرت تعقل عدم تعادل ، لذت جنسی ، امری بسیار دشوار است .

 

مبحث بسیار مهم در محاسبه اینگونه خسارات که ناشی از آسیب های جسمی است ، مسئله رابطه منافع عضو با خود عضو است سؤال اینگونه مطر ح می شود ، که آیا منفعت عضو یک موضوع مستقل است ؟ یا منفعت موضوعیت ندارد و تنها عضو است که برای آن دیه در نظر گرفته شده است؟

 

در فقه ارزیابی آسیب های جسمانی اعم از از دست دادن عضویا نقص عضو یا جراحات بر اساس مقدار دیه صورت می‌گیرد . از برخی روایات استفاده می شود که مقادیر دیه با مقایسه و ارزیابی صحیح ، بایکدیگر و مقایسه آن با ارزش شتر محاسبه می شد و تغییر و تنوع بدون حساب و برابری ارزش ها نبوده است[۱۰۶].

 

برخی از فقها برای زوال کامل هر منفعت در آدمی حکم به دیه کرده‌اند[۱۰۷].به عنوان نمونه ، در زمینه چشایی که بنابر نظریه ای از منافع زبان به شمار می‌آیند برخی پرداخت دیه کامل را ضروری دانسته اند و بعضی دیگر آن را مشمول قاعده ندانسته و حکومت را واجب شمرده اند [۱۰۸]. کسانی که منافع را از شمول قاعده خارج می دانند به روایت عبدالله بن سنان از امام صادق استناد می‌کنند[۱۰۹]. از این روایت استفاده می شود که دیه شامل عضو است و منافع را در بر نمی گیرد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1401-09-18] [ 08:12:00 ب.ظ ]




تمام اموری که از عشق به کمال مطلق و انزجار از نقص نشأت می‌گیرد فطریات انسان است شامل: عشق و پرستش، ستایش و نیایش، زیبایی دوستی، حقیقت جویی خیر اخلاقی، خلاقیت و ابداع، دانش دوستی و علم جویی، بیزاری از جهالت و نادانی، آزادی دوستی و آزادگی، عدالت دوستی و عدالت خواهی و انزجار از ظلم و ستمگری، میل به رأفت و رحمت، انزجار از قساوت و خشونت، تنفر از ناپاکی و تباهگری، دوستی، رفق و مدارا، حق گرایی و حق پذیری، انزجار از تحبّر و تکبّر و … است.

 

حال در این فصل به ویژگی های انسان در ارتباط با خدا از دیدگاه امام علی(ع) در نهج البلاغه پرداخته شده پیامدهای تربیت اخلاقی مرتبط با آن بیان می‌گردد.

 

۱- گرایش به خدا

 

بر این اساس فطرت توحیدی در آدمی شکل گرفته است و امام علی (ع) بر این حقیقت اشاره دارد که بر فطرت توحید تولد یافته اند.

 

«… فَإنی وُلدِتُ عَلَی الفِطرَهِ…» (نهج البلاغه: خطبه۵۷)«…که من بر فطرت توحید تولد یافته ام…»

 

انسان از نظر روان و فطرت خداجوست، و در روانشناسی امروز بعد مذهبی را یکی از ابعاد وجودی روح آدمی پذیرفته اند، اگر موانعی نباشد، انسان از نظر روان و فطرت به خدا گرایش دارد و خدا را در همه جا می جوید (دشتی، ۸۳، ص۲۵).

 

حال اگر حجابها برداشته شود فطرت حقیقی همان فطرت الله هویدا می شود، همان فطرت حقیقی است که هرچه از او صادر می شود حقیقت است و خود این فطرت مبدأ و منشأ خیرات و سعادت است خود خیر، بلکه خیر است. پس حقیقت فطرت عشق به کمال مطلق است و بستر تربیت اخلاقی آدمی به سوی سعادتش همین بستر است.

 

انسان به طور فطری و ذاتی با خداوند آشنا بوده است و لذا می توان همچنان امید داشت که بتواند این آشنائی خود را با خالق خویش که فطرتاً به او شباهت دارد حفظ نماید (علوی، ۱۳۸۹، ص ۲۵۸).

 

«فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَهَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ »(روم: ۳۰) «سپس (تو ای رسول) مستقیم روی ‌به‌جانب ائین پاک اسلام آور و پیوسته از طریق دین خدا که فطرت خلق را بر آن آفریده است پیروی کن که هیچ تغییری در خلقت خدا نباید داد…».

 

امام خمینی می‌گوید: «باید دانست که از ‌فطرت‌های الهی یک فطرت بر اصل وجود مبدأ-تعالی و تقدّس- است، و دیگر فطرت بر توحید است. و دیگر فطرت بر استجماع آن ذات مقدس است جمیع کمالات را» (چهل حدیث، صص ۱۸۲-۱۸۱).

 

حضرت علی (ع) درباره اشرف فطریات و برترین جلوه فطرت آدمی فرموده است:

 

« … وَ کَلِمَهُ الإخلاصِ فَإِنَّهَا الفِطرَهُ…» (نهج البلاغه: خطبه۱۱۰).

 

« … یکتا دانستن پروردگار مقتضای فطرت انسانی است».

 

پرستش خداوند یکتا بر اساس فطرت الهی انسان می‌باشد که رسالت همه پیامبران الهی این بوده است. یکی از موانع تربیت اخلاقی که مطرح می شود شرک است امام علی(ع) ‌در مورد پرهیز از شرک می فرماید: « آن صفت ناپسند این است که شریکی برای خداوند در عبادت برگزیند» (نهج البلاغه: خطبه ۱۵۳).

 

لذا انسان به طور فطری به پرستش گرایش دارد، علت بعثت پیامبران نیز بوده است که انسان را از گمراهی نجات و جهت دهند و بسوی پرستش خدای یکتا نه موجود دیگر.

 

امام علی ‌در مورد بعثت پیامبران چنین می‌گوید: «خداوند پیامبران خود را مبعوث فرمود، و هر چند گاه متناسب با خواسته های انسان ها، رسولان خود را پی در پی اعزام کرد تا وفاداری به پیمان فطرت را از آنان باز جویند… و با ابلاغ احکام الهی حجّت را بر آن ها تمام نمایند…» (نهج البلاغه: خطبه ۱).

 

انسان به ذات اهل پرستش است و انسان به فطرت اصلی خود عاشق معبود حقیقی و ذات مستجمع جمیع کمالات است.

 

در جایی دیگر می فرمایند: «إِنَّ أَفضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ المُتَوَسَّلُونَ إِلَی اللهِ سُبحانَهُ وَ تَعالی الإیمانُ بِهِ وَ بِرَسُولِهِ، وَ الجِهَادُ فِی سَبیله…» (نهج البلاغه: خطبه ۱۱۰).

 

« همانا بهترین چیزی که انسان ها می‌توانند با آن به خدای سبحان نزدیک شوند، ایمان به خدا و ایمان به پیامبر (ص) و جهاد در راه خدا است، که جهاد قّله بلند اسلام و یکتا دانستن خدا بر اساس فطرت انسانی است…»

 

لذا با توجه به گفته ی امام علی(ع) ایمان را در خود تقویت کند که همان ایمان به خدا و پیامبر است که در همین خطبه نیات و اعمالی که باعث نزدیک شدن انسان به خدا و تقویت ایمان می شود را امام این گونه بیان ‌کرده‌است: به یاد خدا باشید که نیکوترین ذکر است و آنچه پرهیزگاران را وعده دادند آرزو کنید که وعده خدا راست ترین وعده هاست. از راه و رسم پیامبرتان پیروی کنید که بهترین راهنمای هدایت است و رفتارتان را با روش پیامبر(ص) تطبیق دهید که هدایت کننده ترین روش هاست و قرآن را بیاموزید، که بهترین گفتار است و آن را نیک بفهمید که بهار دل هاست.. (نهج البلاغه: خطبه۱۱۰).

 

با توجه به بیانات امام علی(ع)، عواملی که در بحث های تربیت اخلاقی افراد جهت پرستش و نزدیکی به خداوند مؤثر است که انسان همواره یاد خدا باشد؛ توجه به کردار و رفتار انسان های پرهیزگار و الگو قراردادن آنان به ‌عنوان یک انسان کامل است کسب دانش الهی و عمل به آن است.

 

امام علی(ع) در این زمینه خودشان را به ‌عنوان یک الگوی کامل ایمان این چنین معرفی می‌کنند: « و همانا من از کسانی هستم که در راه خدا از هیچ سرزنشی نمی ترسند، کسانی که سیمای آن ها سیمای صدیقان، و سخنانشان، سخنان نیکان است، شب زنده داران و روشنی بخشان روزند، به دامن قرآن پناه برده سنت های خدا و رسولش را زنده می‌کنند، نه تکبر و خودپسندی دارند، و نه بر کسی برتری می جویند، نه خیانتکارند و نه در زمین فساد می‌کنند، قلب هایشان در بهشت و پیکرهایشان سرگرم اعمال پسندیده است» (نهج البلاغه: خطبه ۱۹۳).

 

با توجه به آیه میثاق که خداوند می فرماید: «(ای رسول ما) بیاد آر هنگامی که خدای تو از پشت فرزندان آدم ذریه آن ها را برگرفت و آن ها را بر خود گواه ساخت که آیا من پروردگار شما نیستم هم گفتند بلی ما بخدائی تو گواهی دهیم که دیگر در روز قیامت نگوئید ما از این واقعه غافل بودیم» (اعراف: آیه ۱۷۲).

 

چون انسان به فطرتش طالب کمال است همین منشأ فطرت آدمی بر توحید است و تلاش مربیان الهی بر این بوده است که مردمان را به خود آورند تا حجاب های فطرت را کنار زنند و به حقیقت فطرت توحیدی خود روی کنند که خمیره ذرات وجود آدمی، عشق به معبود حقیقی است (دلشاد تهرانی، ص۸۷).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:53:00 ب.ظ ]